سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 557

صفحه 557

آنکه تعدّد عنوان، موجب تعدد معنون نیست و بعد از آنکه وجود واحد، «له ماهیه واحده» و بعد از آنکه بین احکام خمسۀ تکلیفه تضاد تحقق دارد، نتیجه این می شود که اگر ما بخواهیم بگوییم: صلاه در دار غصبی هم واجب است و هم حرام است، «یلزم اجتماع متضادین فی شیء واحد» مثل اجتماع بیاض و سواد در آن واحد نسبت به جسم واحد. همانطوری که آن ممتنع است عقلا، این هم امتناع عقلی دارد.

تحقق تضاد بین مصلحت و مفسده

حالا سؤال ما این است، (البته کاری به صحت و سقم این مقدمات نداریم چون هنوز وارد اصل بحث نشده ایم، در اصل بحث، یکی یکی این مقدمات را باید بررسی کنیم و ببینیم آیا مقدمات درست است یا نه؟) اگر این مقدمات تمام باشد، اگر همۀ مسائل درست باشد، سؤال از مرحوم آخوند(ره) این است، شما که می گویید: این صلاه در دار غصبی، اگر بخواهد وجوب و حرمت پیدا بکند«یلزم اجتماع متضادین»، درست است. پس چطور می فرمایید: این صلاه در دار غصبی هم صد درجه مصلحت دارد و هم صد درجه مفسده دارد؟ آیا بین مصلحت و بین مفسده، تضاد وجود دارد یا ندارد؟ تضاد مصلحت و مفسده، تضاد دو واقعیت است. مصلحت، یک امر واقعی است. مفسده هم یک امر واقعی است. شما که بین وجوب و حرمت(با اینکه خود وجوب، یک امر اعتباری است، چون حقیقت وجوب عبارت از بعث اعتباری بود. حقیقت حرمت، عبارت از زجر اعتباری بود) با اینکه دو مطلب اعتباری است، تضاد قائل شدید و فرمودید: امکان اجتماع ندارد، آیا بین مصلحت و مفسده، تضاد وجود دارد یا نه؟ اگر تضاد وجود ندارد، پس شما باید تصور بکنید که شیء واحد به عنوان واحد، هم می تواند صد درجه مصلحت لازمه الاستیفاء داشته باشد و هم می تواند صد درجه مفسدۀ لازمه الاجتناب داشته باشد. آیا این برای شما قابل تصور است؟ آیا بین مصلحت و مفسده که دو واقعیت و دو حقیقت است، هیچ گونه تضادی وجود ندارد؟ اما بین وجوب و حرمت که أمران اعتباریان هستند شما در مقدمۀ اولی تضاد ثابت کردید.

شما چاره ای ندارید جز اینکه بگویید: بین مصلحت و مفسده، تضاد هست. اگر تضاد هست، این صلاه در دار غصبی که شما می گویید: وجود واحد است، تعدّد عنوان هم موجب تعدد معنون نیست و ماهیت وجود واحد هم واحد است، این صلاه در دار غصبی، چگونه شد که هم صد درجه مصلحت در آن وجود دارد و هم صد درجه مفسده؟ اگر بفرمایید: ندارد؟ می گوییم: خودتان در مقدمۀ هشتم و نهم، با کمال صراحت اعلام کردید که«لا یکاد یکون من باب الاجتماع الاّ» آنجایی که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه