سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 569

صفحه 569

به مولا ارتباط ندارد، در اطلاق حکم مجعول مولا، تقییدی وارد نمی شود، لذا اگر کسی جاهل قاصر شد«بوجوب ازاله النجاسه عن المسجد و صلی مکان الازاله» نمازش، نماز کامل به تمام معناست.

اما در ما نحن فیه، چون تزاحم بین المقتضیین است و تزاحم در رتبۀ قبل از جعل حکم، تحقق دارد و جعل اولی مطابق یکی از این دو مقتضی و دو ملاک واقع شده، نمی توانیم در صورت جهل عن قصور هم عبادت را محکوم به صحت بکنیم.

بعد به صراحت می فرماید: اصلا خوب است که ما در تزاحم بین المقتضیین کلمۀ تزاحم را برداریم و به جایش کلمۀ تعارض را بگذاریم، همان حرفی که مرحوم آخوند در مقدمۀ هشتم ذکر می فرمودند که فرق بین تعارض و تزاحم این است که در تزاحم، کلا الملاکین وجود دارد اما در تعارض، مثل«اکرم العلماء و لا تکرم الفساق» در مادۀ اجتماع، یک ملاک بیشتر وجود ندارد، منتها چون آن یک ملاک برای ما روشن نیست، ما می مانیم که آیا بر طبق«اکرم العلماء» حکم بکنیم یا بر طبق«لا تکرم الفساق» که نسبت آن با علما، عموم و خصوص من وجه است و در مادۀ اجتماع، تعارض بین حکمین مطرح است. ما نمی دانیم آن ملاک واحد در عالم فاسق، آیا ملاک وجوب اکرام است یا ملاک حرمت اکرام است؟ ایشان می فرماید: در تزاحم بین المقتضیین، اصلا خوب است که ما کلمۀ تزاحم را برداریم و به جایش کلمۀ تعارض را بگذاریم، برای اینکه آنچه در رابطۀ با مولا و جعل مولا و انشای حکم از قبل مولا نقش دارد، تنها یک ملاک است و آن هم عبارت از ملاک نهی است بنابر این که ما امتناعی بشویم و جانب نهی را مقدم بداریم. لذا باید اینجا گفت: عنوان التعارض مطرح است. تعارض؛ یعنی یک ملاک در کار است. آن ملاکی که اینجا روی آن حساب باز می شود، آن ملاکی که مولا بر طبقش حکم می کند، آن ملاکی که محط نظر مولاست، همان ملاک نهی است. اما در تزاحم بین حکمین، این حرفها مطرح نبود، هر دو ملاک نقش داشت، مولا بر طبق هر دو ملاک حکم کرد، حکم مولا هم اطلاق داشت، هیچ گونه تقییدی از نظر جعل حکم در رابطۀ با حکم مولا مطرح نبود، فقط مصیبت را مکلف به وجود آورده بود که قدرت بر جمع بین انقاذین نداشت، قدرت بر جمع بین صلاه و ازاله نداشت که اگر قدرت بر جمع بین صلاه و ازاله پیدا می کرد، هیچ گونه مشکله ای از نظر حکم و مولا در کار نبود.

پس در حقیقت ایشان می فرماید: در تزاحم بین حکمین که در مثل مسألۀ صلاه و ازاله پیاده می شود، در کنار این جهل عن قصور نسبت به آن تکلیف متعلق به واجب أهم که سبب عدم تنجز آن تکلیف به أهم می شود، تکلیف به مهم، با امر روشن و واضحش وجود دارد، امرش هم هیچ گونه تقییدی ندارد، دلیل وجوب ازاله، نیامده«اقیموا الصلوه» را تقیید بکند و بگوید: مقصود از صلاه،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه