سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 57

صفحه 57

لوجود المعلول و عدم العله عله لعدم المعلول» مسألۀ علیّت مسألۀ تأثیر و تأثر مسألۀ افاضه و استفاضه از نظر فلسفه محدود به دائرۀ وجود نیست«وجود العله عله لوجود المعلول و عدم العله عله لعدم المعلول» اینجا نه تنها قضیۀ حملیه در ناحیۀ عدم تشکیل شده، بلکه برای عدم، علیت قائل شدند، می گویند: «عدم العله عله لعدم المعلول» روی این مبنا چه مانعی دارد که بگوییم: «عدم أحد الضدین مقدمه للضد الاخر» جواب این است که این عبارت دوم در حقیقت واقعیتی ندارد و الاّ چگونه می شود که عدم العله با این که خودش عدم است و معلول آن هم عدم است؟ عدم مؤثر در عدم باشد؟ علت عدم است معلول هم عدم است لکن«أحد العدمین مؤثر فی العدم الاخر»؟ پس چرا فلاسفه این گونه تعبیر کردند؟ این دو نکته دارد:

یک نکته اش این است که اولا آنها در جای خودش ثابت کردند که«العدم لیس بشیء» آنها در مسألۀ وجود و مسائل مربوط به وجود آنجا این مسائل ثابت شده که عدم چیزی نیست. وقتی که چیزی نشد«کیف یمکن أن یؤثر و کیف یمکن أن یتأثر؟» در ناحیه علت مسألۀ تأثیر و در ناحیۀ معلول مسأله تأثر تأثیر و تأثر بین چه و چه؟ عدم که«لیس بشیء حتی یمکن أن یؤثر لیس بشیء حتّی یمکن أن یتأثر» لذا چون در جای خودش این مسأله را روشن کردند آنها مطمئن هستند که دیگر این قبیل تعبیرات اغراء به جهل نیست و نمی تواند آن مسائل بدیهی روشنی که خودشان بیان کردند، را خدشه دار کند؛ یعنی یک جا برای وجود اصالت قائل شوند و یک جا بگویند«عدم العله عله لعدم المعلول» و ما علت را به همان معنای واقعی تأثیر و تأثر معنا کنیم، بین این دو کلام یک مناقضۀ روشن و یک تفاوت بدیهی است.

نکته دوم این است که این عبارت تأکید عبارت اول است می خواهند بگویند: «وجود العله» آن قدر ارتباط با معلول دارد و در وجود معلول مؤثر است که اگر علت نباشد، معلول هم نیست. نه این که اگر علت نبود، تأثیر می کند، در نبودن معلول، علتی که نیست، عدم چگونه می تواند مؤثر باشد؟ آن هم مؤثر در چه؟ در عدم معلول. لذا این جمله به عنوان تأکید همان جمله اولی است که«وجود العله عله لوجود المعلول» در حقیقت شدّت ارتباط بین علت و معلول را می خواهد بیان کند، نه این که در ناحیه عدم هم مثل ناحیۀ وجود یک مسأله ای به نام علیّت و به نام تأثیر و تأثر مطرح باشد. لذا اشکال این است که اصلا قضیۀ حملیه ای که موضوع آن عبارت از یک امر عدمی باشد و محمولش عبارت از یک امر وجودی، این قضیۀ حملیه«لیست بقضیه صادقه لیست بقضیه حقیقه» حالا می خواهد محمولش«مقدمه» باشد که قائل به مقدمیّت قائل است یا محمولش اتحاد در رتبه باشد که آن محشی بزرگوار قائل است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه