سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 585

صفحه 585

نظر عنوانی و از نظر مفهومی، گاهی مفهوم عام در مفهوم خاص اخذ نشده است، و گاهی مفهوم عام در مفهوم خاص اخذ شده است. از باب مثال: یک وقت عموم و خصوص مطلق از قبیل انسان و حیوان است، که انسان و حیوان دارای دو مفهوم است، دارای دو مدلول است، و از نظر مفهومی، مفهوم حیوان در معنای انسان اخذ نشده است، و همان طوری که دیروز اشاره کردم، مسألۀ مفهوم غیر از مسألۀ ماهیّت است. آنچه که شما در منطق ملاحظه فرموده اید این است که حیوان به عنوان جنس در ماهیّت انسان دخالت دارد، و ناطق هم به عنوان فصل در ماهیّت انسان دخالت دارد. اما اگر از شما سؤال کردند که بین انسان و ناطق، چه نسبتی وجود دارد؟ شما می گویید: نسبت اینها تساوی است. آیا تساوی بودن به معنای این است که بین اینها ترادف وجود دارد؟ شما انسان و بشر را مترادفان می دانید، (که ترادفش هم مورد مناقشۀ بعضی از محققین است. لکن مثال شایع در باب مترادفان عبارت از انسان و بشر است) آیا همان طوری که انسان و بشر مترادف هستند، انسان و ناطق هم مترادف هستند یا اینکه انسان و ناطق، دو مفهوم هستند، لکن بین این دو مفهوم، تساوی وجود دارد مثل انسان و ضاحک، منتها ضحک به عنوان عرض خاص مطرح است و ناطق به عنوان فصل ممیز مطرح است، این داخل در ماهیّت است، و آن عارض ماهیّت است. اما ناطق و ضاحک از این نظر که هر دو مفهوما غیر مفهوم انسان هستند، مشترک با هم هستند. در عالم مفهومیّت بین آنها تغایر وجود دارد، اما ضمن اینکه متغایرند، متساوی هم هستند، «کل ما یصدق علیه الانسان یصدق علیه الناطق، و کل ما یصدق علیه الناطق یصدق علیه الانسان». پس اگر ما اینطوری تعبیر کردیم، که انسان و حیوان، دو عنوان متغایر هستند، کسی نگوید: حیوان، جزء ماهیّت انسان است. جزء ماهیّت بودن، غیر از مسألۀ مفهوم و غیر از مسألۀ عنوان است.

پس گاهی از اوقات، عموم و خصوص مطلق به این کیفیّت است که هیچ کدام، از نظر عنوانی به هم ارتباط ندارند، شاهدش هم این است که وقتی ما کلمۀ انسان را می شنویم، هیچ انتقالی به حیوان پیدا نمی کنیم، و وقتی هم کلمۀ حیوان را می شنویم، هیچ انتقالی به انسان پیدا نمی کنیم. اما از نظر تصادق، نسبتشان عموم و خصوص مطلق است، «کل ما یصدق علیه الانسان یصدق علیه الحیوان و لا عکس»، اینطور نیست که«کل ما یصدق علیه الحیوان یصدق علیه الانسان» باشد. این یک نوع عموم و خصوص مطلق است که کلام صاحب فصول هم در همین مورد وارد شده است، و از کلام ایشان استفاده می شود که این مورد، داخل در محل نزاع در اجتماع امر و نهی است.

اما قسم دوم عبارت از آن عموم و خصوص مطلقی است که خود عنوان عام در خاص مأخوذ است، از نظر عنوانی اخذ شده است، مثل«رقبه» و«رقبۀ مؤمنه»، نسبت عنوان رقبه و رقبۀ مؤمنه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه