سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 64

صفحه 64

متمّم قابلیت قابل

ایشان می فرماید: همانطوری که این قابلیت و استعداد، دارای این واقعیت است در عین اینکه شما چیزی نمی بینید، اینجا یک واقعیت دیگر هم هست که این واقعیت دیگر، متمّم قابلیت قابل است و آن این است که اگر بخواهد سواد بر این جسم عارض بشود باید بیاض نداشته باشد. «کونه بحیث لم یکن معروضا للبیاض» مثل خلوّ از رطوبت است، همانطوری که آنجا مسأله، متمّم قابلیت قابل است، اینجا هم این امر عدمی که ایشان از آن تعبیر به عدم ملکه می کند و جمع آن را به صورت اعدام ملکات تعبیر می کند، می فرماید: این هم یک واقعیت است. در حقیقت وقتی که شما یک جسمی را ملاحظه می کنید، سه واقعیت در اینجا وجود دارد: یک واقعیت نفس الجسم است که شما آن را با چشم خودتان مشاهده می کنید و برای شما محسوس است. واقعیت دوم، آن هم امر وجودی است، و این«قابلیه الجسم و استعداد الجسم لعروض السواد علیه» است. این هم یک واقعیت است که نمی شود این واقعیت را انکار کرد. واقعیت سوم که به منزله همان متمّم قابلیت قابل است، این است که در حالی سواد می تواند بر جسم عارض بشود که«لم یکن متصفا بعروض البیاض علیه» باید طوری باشد که فاقد بیاض باشد، طوری باشد که معروض بیاض نباشد، و الاّ اگر معروض بیاض شد، معروضیت للبیاض نمی گذارد که سواد بر آن عارض بشود، به خاطر اجتماع ضدین و این واقعیت سوم، یک امر عدمی است، در عین اینکه امر عدمی است، دارای واقعیت است.

پس در جواب«ان قلت» می گوید: خیال نکنید که هرکجا کلمه عدم را می آوریم، باید بگوییم که «هو لیس بشی، هو لا ذات له، هو لا ثبوت له» بلکه یک سنخ اعدامی هستند مثل همین عدم که مثالش را ذکر کردیم، اینها جزو واقعیات هستند و قاعده فرعیت هم که می گوید: «ثبوت شی لشی فرع ثبوت المثبت له» تناسب با محمول دارد، در چه ظرفی مقصود است که محمول تحقّق داشته باشد. اگر به حسب وجود خارجی است به همان کیفیت، اگر از شئون وجود خارجی است، به همان کیفیت، اگر مثل متمّم قابلیت قابل است، آن هم به همان کیفیت. لذا ایشان می فرماید: ما در مسأله ضدین همین حرف را می زنیم. می گوییم: «وجود احد الضدین یتوقّف علی عدم الضد الاخر» به شهادت همین واقعیتی که در مسأله جسم بر شما ذکر کردیم، و عدم آن را هم جزو واقعیات به حساب آوردیم.

جواب از ایشان این است که شما یا باید دست از عدمی بودن به نحو سالبه محصّله بردارید، و قضیه را روی موجبه معدوله پیاده بکنید، بگویید: «زید لا قائم» که«زید لا قائم» نیاز به ثبوت موضوع دارد. اگر قضیه سالبه شد، در سالبه محصّله با انتفاء موضوع سازگار است، «زید لیس بقائم یجتمع مع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه