سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 82

صفحه 82

وجوب شی است و یک مدلول التزامی دارد که عبارت از حرمت ترک است.

بررسی احتمال اول در مأمور به مقدمه و ذی المقدمه

پس دو احتمال در کلام ایشان جریان دارد، اگر مقصود احتمال اول باشد که این بعید به نظر می رسد که بخواهیم بگوییم: اصلا مولا نمی تواند اکتفای به«اشتر اللحم» کند. در باب مقدمه حتما باید همیشه و همه جا هم مقدمه را مأمور به قرار دهد صریحا و هم ذی المقدمه را مأمور به قرار دهد صریحا. و در«ما نحن فیه» هم بر مولا لازم است که در تمامی مواردی که یک شیء را ایجاب می کند و یک شیء را مأمور به قرار می دهد، نقیض به معنای ضد عام و ترک آن را باید صریحا منهی عنه قرار دهد، اگر چنین حرفی بخواهیم بزنیم، این دو جواب دارد: یک جواب این که وجدان برخلاف این معنا قائم شده است، شاید صد و نود و نه، مواردی که واجبات بیان شده است و امر به واجبات تعلق گرفته است، ترک آنها منهی عنه واقع نشده است، گاهی از اوقات که ترک بعضی از واجبات را هم متعلق نهی قرار می دهند، والا در اکثر واجبات فقط اکتفا بر ایجاب آنها کرده و اصلا نهی متعلق به ترک آنها نشده است، کما این که در باب مقدمۀ واجب هم همین طور است. می بینیم مولا خودش را آزاد می بیند، گاهی تعبیر به«ادخل السوق و اشتر اللحم» می کند. گاهی از اوقات هم اصلا اشاره ای به مقدمه و«أدخل السوق» نمی کند، بلکه اکتفاء بر همان ذی المقدمه و«اشتر اللحم» می کند.

پس اگر مقصود این احتمال اول باشد، یک جواب آن این است که وجدان برخلاف این معنا قائم است، جواب دوم آن این است که چه دلیلی دارید، بر این که مولا را مجبور به این کار کنید؟ شما که می خواهید به گردن مولا بگذارید که هرکجا امر کرد، بلافاصله باید یک نهی از نقیض از ناحیۀ خود مولا به دنبال آن امر صادر شود؛ ما الدلیل بر این که بر مولا چنین چیزی ضرورت دارد؟ شما بگوئید دلیل ضرورت این است که من مخاطب وقتی که وجوب شیء را تصور می کنم، ذهنم انتقال به حرمت ترک پیدا می کند. ما بر فرضی که این معنا را قبول کنیم که قبول نکردیم؛ آیا مجرد این که در ذهن و تصور شما چنین نقل و انتقالی وجود دارد، و شما از وجوب، ذهنتان انتقال به حرمت ترک پیدا می کند، این سبب می شود که وظیفه ای برای مولا به وجود بیاید، سبب می شود که مولا ملزم باشد که دو دستور صادر کند، دلیل بر این که مولا مجبور است، دو حکم صادر کند این است که من عبد و مخاطب و مأمور، در ذهن خود از وجوب شیء انتقال به حرمت ترک پیدا می کنم. آیا انتقال شما از وجوب به حرمت ترک، گریبان مولا را می گیرد و وظیفه ای را به عهدۀ مولا ثابت می کند؟ چه ارتباطی بین این دو مطلب وجود دارد که اگر در تصور شما این ملازمه تحقق داشته باشد، وظیفۀ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه