سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 95

صفحه 95

یعنی نمی توانیم بگوییم: احد معلولین تحقق دارد، اما معلول دیگر ممکن است که تحقق نداشته باشد، ممکن است که وجود نداشته باشد، لازمۀ معلولیت هر دو تلازم بین وجود معلولین است، این یک راه برای مسألۀ تلازم است. یکی از راههایی که مسألۀ ملازمه را عقلا ثابت می کند مسألۀ مصداق بودن و کلی بودن است، اگر یک چیزی فرد برای یک کلی بود، مثل زیدی که مصداق برای انسان است، این مصداقیت، آن هم مصداقیت حقیقیه و فردیت حقیقیه مستلزم این است که بین این مصداق و بین این کلی انفکاک امکان نداشته باشد، زید باشد، و انسان نباشد، این مصداقیت با انفکاک مغایرت تامه دارد. لذا یکی از جهاتی که اقتضاء می کند مسألۀ ملازمه تحقق پیدا کند، مصداق کلی بودن است، که مصداقیت از کلی جدا نمی شود، زید باشد و انسانیت تحقق نداشته باشد، این«لا یمکن ان یتحقق».

سؤال می شود که آیا در باب ضدین، بیاض ملازم با ترک سواد است، در«ما نحن فیه» می گویید:

ازاله ملازم با ترک صلاه است، روی مسألۀ تضاد، آیا منشأ این ملازمه در«ما نحن فیه» چیست؟ مسألۀ علیت و معلولیت که اینجا مطرح نیست، نه علیت و معلولیت است، نه«معلولین لعله واحده» است، اصلا اینجا از این طریق کسی نمی تواند مسألۀ ملازمه را پیاده کند، اما آن راه دیگر چطور؟ کسی بگوید: ما از راه مصداقیت می توانیم این معنا را ثابت کنیم، چطور شما می گویید: «زید انسان» و از راه این قضیۀ حملیه و مصداق بودن زید برای انسان، مسأله ملازمه را ولو«من ناحیه واحده» یعنی زید ملازم با انسان است که حالا می گوییم در«ما نحن فیه» ادعا بالاتر است، و تلازم طرفینی است، در مسألۀ زید و انسان، زید ملازم با انسان است، اما انسانیت ملازم با زید نیست، در«ما نحن فیه» این مسأله، در حقیقت طرفینی است، حالا«لقائل ان یقول» که در ضدینی که«لهما ثالث» نمی شود تلازم طرفینی را ادعا کرد، امّا آیا این قضیه در«ما نحن فیه» صادق است یا نه؟

همان طوری که می گویید: «زید انسان» و بین زید و انسان مسألۀ ملازمه ولو«من ناحیه زید» مطرح می شود، اینجا هم همین حرف را بگوییم: «البیاض لا سواد» چطور است که این طوری قضیه را درست کنیم، و از راه مصداقیت کشف کنیم که بین بیاض و بین لا سواد«ولو من ناحیه البیاض» ملازمه تحقق دارد، در حقیقت«لقائل ان یقول» که آن ملاکی که برای ملازمه در«زید انسان» تحقق دارد، همان ملاک ملازمه را در اینجا هم نسبت به بیاض و لا سواد درست می کنیم. می گوییم:

«البیاض لا سواد» اگر این طوری قضیه را تشکیل بدهیم، و بیاض را به عنوان مصداق«لا سواد» ملازم با«لا سواد» بدانیم، این معنا چطور است؟

اینجا یک اشکالی است که ریشۀ آن اشکال هم همان حرفی است که در بحث مقدمیت ذکر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه