سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 112

صفحه 112

نمی شود، حتما باید بین عنوانین عموم و خصوص من وجه باشد، که دو مادۀ افتراق تحقق داشته باشد: یکی برای امر و دیگری برای نهی، اگر ما این مبنا را اختیار کردیم، باز برای ما در اینجا راه حل وجود دارد و آن راه حل مبتنی بر یک مقدمه ای است که یک روز مقداری از آن مقدمه را من اشاره کردم و آن این است که بنی امیّه(لعنت اللّه علیهم) برای روز عاشورا یک عنوان عید و عنوان مبارک قائل هستند، همانطوری که در متن زیارت عاشورا هم اشارۀ به این معنا شده است، که«اللّهم انّ هذا یوم تبرّکت به بنوا امیّه و ابن آکله الاکباد»، بنی امیّه تبرّک می جستند به روز عاشورا و بر این تبرک، آثاری را مترتب می کردند، یکی از آثارش مسألۀ صوم روز عاشورا به شکرانۀ این موفقیتی که به عقیدۀ فاسد آنها خداوند به آنها عنایت کرده است و آنها را بر امام حسین(علیه السلام) پیروز کرده است.

یکی از آثار دیگری که بر این روز مترتب می کردند که از تواریخ و غیر اینها استفاده می شود این است که مایحتاج عمومی سال خودشان، اعم از مواد غذایی و پوشاک و امثال ذلک را در این روز تهیه می کردند. به عنوان اینکه یک روز متبرّکی است، لوازم یکسالۀ خودشان را معمولا در روز عاشورا تهیه می کردند. و عناوین دیگری که در اعیاد هم مرسوم است از دید و بازدید و پوشیدن لباسهای خوب و خضاب کردن و نظافت و امثال ذلک، همۀ اینها را بر روز عاشورا مترتب می کردند.

لذا در کنار این می بینیم که نه تنها از نظر ائمه(علیهم السلام) و از نظر فقها، روزۀ روز عاشورا محکوم به کراهت است و ائمه(علیه السلام) مداومت بر ترک روزۀ روز عاشورا داشتند، بلکه یک مسائل دیگری هم از نظر فقه برای روز عاشورا وجود دارد و آن این است که تکسّب، کسب و تجارت در روز عاشورا مکروه است و مسائلی از این قبیل.

وقتی که انسان اینها را روی هم ملاحظه می کند، به این نتیجه می رسد که آنچه که در روز عاشورا، محکوم به کراهت است، آنهم با تمام این حرفها، شارع یک حکم تحریمی بار نکرده است، همان حکم کراهتی و تنزیهی را مترتب کرده است. آن عنوانی که متعلق این حکم تنزیهی و کراهتی است، تشبّه به بنی امیه است. تشبّه به بنی امیّه در روز عاشورا محکوم به کراهت است. و تشبّه هم یک عنوان کسبی نیست. کسی نمی تواند بگوید که من روزه می گیرم لکن هیچ گونه هدفی در رابطۀ با تشبّه به بنی امیّه ندارم. تشبّه، یک واقعیت غیر قصدی است، مثل اینکه اگر یک مردی مثلا لباس زن را بپوشد یا تشبّه به زنها در جهات دیگر پیدا کند، این«لا یدور مدار القصد»، نمی تواند بگوید: من قصدم از پوشیدن لباس زنها، تشبّه به نساء نبوده است. تشبّه، یک مسألۀ قصدی نیست که دائر مدار قصد باشد، بطوری که از او سؤال کنیم که آیا شما قصد تشبّه به زنها را داشتید یا قصد تشبّه را نداشتید؟ تشبّه یک واقعیت است چه انسان آن را قصد داشته باشد یا قصد نداشته باشد، این تشبّه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه