سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 146

صفحه 146

جواز شود، چرا؟ می فرماید: در مسألۀ اجتماع امر و نهی، یک مطلبی بین قائلین به جواز و قائلین به امتناع مورد توافق بود منتها اختلاف در رابطۀ با یک جهت دیگر بود، مورد توافق این بود که ما دو عنوان داریم: یک عنوان صلاه که متعلق امر واقع شده است و عنوان دیگر عنوان غصب که متعلق نهی واقع شده است. هردو قبول داشتیم که«ان فی البین عنوانین» منتها دعوا و اختلافمان در رابطۀ با این بود که می گفتیم امر از عنوان صلاه سرایت می کند و غصب را هم می گیرد و نهی هم از عنوان غصب سرایت می کند و دامن صلاه را می گیرد.

اما کسی که قائل به جواز اجتماع بود، منکر این سرایت بود، او می گفت: نه، امر در همان محدودۀ صلاه متمرکز است. نهی هم در محدودۀ غصب متمرکز است بدون این که هیچ گونه سرایتی و تعدّی از احد عنوانین به عنوان دیگر شود. پس در حقیقت در آنجا نزاع ما در سرایت و عدم سرایت بود بعد از آن که هردو مسلّم می دانستیم که یک عنوان صلاتی داریم و یک عنوان غضب. اما در مسألۀ خروج از دار غصبی که محل بحث فعلی ما هست ایشان می فرماید: اصلا دو عنوان نداریم برای این که این خروج هم به عنوان خروج از دار غصبی منهی عنه است و متعلق نهی است و هم به عنوان این که راه تخلف از حرام منحصرا عبارت از این خروج است همین خروج مأموربه است.

اینجا مسألۀ تعدد عنوانین مطرح نیست«ان لنا هنا عنوانا واحدا و هو عنوان الخروج» و شما یعنی ابو هاشم و اتباع شما می خواهید بگویید که این خروج«مع کونه» دارای عنوان واحد است مع ذلک همین عنوان واحد هم مأمور به است و هم منهی عنه است. این همان مثالی است که بحث می کردیم مثل«صل و لا تصل» می ماند و این مسلّم است که امتناع دارد، کسی در امتناع«صل و لا تصل» تردیدی ندارد منتها در علّت امتناع مثل مرحوم آخوند که مسألۀ تضاد بین احکام را قائل هستند، می فرمودند:

«صل و لا تصل» مثل این می ماند که جسم در آن واحد هم معروض بیاض باشد و هم معروض سواد.

لذا روی مسألۀ اجتماع ضدین ایشان ممتنع می دانستند، اما ما که مسألۀ تضاد را انکار کردیم، گفتیم «صل و لا تصل» امتناعش برای اجتماع ضدین نیست، بلکه برای خاطر این است که مکلف قدرت بر امتثال ندارد، نمی تواند هم فاعل صلاه باشد و هم تارک صلاه باشد، در حقیقت عنوانش عنوان تکلیف به محال است، عنوان«تکلیف محال» منتها تکلیف به محال هم محال است، منتها بالواسطه محالیّت پیدا می کند نه به صورت مستقیم.

خلاصۀ کلام آخوند ره در خروج از دار غصبی و جواب استاد

پس خلاصۀ بیان و اشکال مرحوم آخوند ره این است که مسألۀ خروج از دار غصبی را با مسألۀ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه