سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 155

صفحه 155

از آنها غیر عبادی هستند مثل طهارت ثوب و طهارت بدن و امثال ذلک. اما در مقدمات عبادیّه مثل وضو و غسل و تیمم، آنهایی که معتقدند باید اینها به قصد وجوب آورده شود حالا یک وقت اصلا وجوب مقدمه را انکار می کنیم و از این راه در مقابل اینها می ایستیم، روی این بحث نداریم، ما اگر وجوب مقدمه را هم قبول کردیم معنایش این نیست که همان طوری که نماز متعلق وجوب است، وضو هم متعلق وجوب است منتها آن وجوبش نفسی و این وجوبش غیری است. نه، اختلاف فقط در نفسیّت و غیریّت نیست، اختلاف در این جهتی که ذکر می کنیم هم وجود دارد و آن این است که نماز خودش متعلق وجوب است نفس عنوانش متعلق وجوب است، این همه«اقیموا الصلاه فی الکتاب و السنه» حکم به وجوب را متعلق به خود عنوان صلاه کرده است اما در باب وضو چه دلیلی می گوید که وضو بعنوانه وجوب غیری دارد آنچه که وجوب غیری دارد مقدمه است، مقدمه الصلاه وجوب غیری دارد«لا عنوان الوضو» وضو چرا وجوب غیری مستقیما داشته باشد؟

اگر در آیه می بینید که«إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ» این ارشاد به شرطیّت است، این آن وجوبی نیست که شما در مقام نیّت آن را نیّت می کنید«إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ» یعنی«الوضو شرط للصلاه» مثل همان«لا صلاه الا بطهور»، مثل«لا بیع فی ملک». مثل «لا تصل فی وبر ما لا یؤکل لحمه» که این اوامر و نواهی که در باب عبادات و معاملات روی این اجزاء و شرایط و موانع هست اینها همه جنبه های ارشادی دارد، نهیش ارشاد به مانعیّت است، امرش هم ارشاد به شرطیّت یا بالاتر ارشاد به جزئیّت است، پس وضو به عنوانه حتی بنابر قول به وجوب مقدمۀ واجب«لا یکون واجبا» اما به عنوانه«یکون مستحبا» هیچ تردیدی نیست که استحباب در رابطۀ با وضو روی نفس عنوان وضو رفته است، وضو مستحب است و«الوضوء علی الوضوء نور علی النور» اینها مربوط به وضو است اما وجوب غیری مستقیما ارتباط به وضو نمی تواند پیدا کند، او ارتباط دارد به عنوان«ما یتوقف علیه الواجب».

یک مؤیدی اینجا وجود دارد و آن مؤیّد این است که اگر فرضا یک واجبی ده مقدمه لازم دارد و هرمقدمه ای هم یک عنوان خاص و یک اسم خاصی دارد آیا ما به خودمان اجازه می دهیم که بگوییم اینجا ده تا وجوب غیری به ده عنوان متعلق شده است، وجوب بعنوانه یک وجوب غیری دارد.

«طهاره الثوب بعنوانه» یک وجوب غیری دیگر دارد، «طهاره البدن» به عنوانه یک وجود غیری سوم، آیا مسأله این طور است؟ یا این که نه، عقل یک حکم می کند و می گوید: وقتی که شارع نماز را واجب کرد، «ما یتوقف علیه الصلاه» این واجب، بیشتر از این نیست. شارع باید توضیح دهد که آیا«ما یتوقف علیه الصلاه» دو چیز است، چهار چیز است، ده چیز است، پانزده چیز است اینها دیگر به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه