سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 162

صفحه 162

بالاختیار لا ینافی الاختیار» جایش آن جایی است که خود عقل در این رابطه یک نظر خاصی نداشته باشد و الاّ اگر موردی داشته باشیم که عقل روی ملاکی که در دستش است، یک نظر و حکم خاصی دارد، اینجا دیگر جای قاعدۀ«الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار» نیست. در ما نحن فیه مسأله این طور است، برای این که این کسی که وارد خانۀ غصبی می شود«و أمره دائر بین الخروج و البقاء» اینجا، عقل حکم می کند به این که خروج را انتخاب کن، برای این که خروج«اقل محذورا» است نسبت به بقاء، هرچه انسان از دار غصبی زودتر خارج بشود، این محذورش در مقایسۀ با بقاء، کمتر خواهد بود. لذا خود عقل در مقایسۀ خروج و بقاء، خودش می آید خروج را متعین می کند«لانّه اقل محذورا» و در مواردی که عقل خودش حکمی داشته باشد، دیگر جا برای قاعدۀ«الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار» نیست.

همان نظریۀ شیخ انصاری«قدس سره» را انتخاب می کنیم و می گوییم: ما نحن فیه، صغرای این قاعده نیست. در نتیجه، خروج از دار غصبی مأموربه است«لیس الاّ» و حتی حکم معصیت هم بر آن جریان پیدا نمی کند و استحقاق عقوبتی هم در رابطۀ با خروج، وجود ندارد ولو این که در رابطۀ با دخول، هم نهی فعلی هست و هم استحقاق عقوبت بر مخالفت است. این بیان را ایشان دارند و عجیب این است که ایشان حتی ظاهرا در کلام محقق خراسانی«ره» یک دقت بیشتری نفرمودند و اگر دقت می فرمودند، باید بفرمایند: اصلا این قاعدۀ«الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار» یک قاعده ای است که به بحث ما سرسوزنی ارتباط ندارد و اصلا بی خود ذکری از این قاعده در بحث ما به میان آمده و این متوقف بر این است که ببینیم این قاعده در کجا ذکر شده؟ در مقابل چه حرفی ذکر شده؟ برای ابطال چه نظریه ای ذکر شده؟

سوءبرداشت اشاعره از قاعدۀ مذکور و جواب از آنها

این قاعده، قاعده ای است که در مقابل اشاعره ذکر شده که اشاعره معتقدند این افعالی را که ما به عنوان فعل ارادی انسان مطرح می کنیم، از نشستن، برخاستن، حرکت کردن، خوردن، آشامیدن و امثال ذلک، اینها فعل ارادی نیستند چرا؟ در جواب گفتند: برای این که نزد فلاسفه، دو قاعدۀ مسلم است: یک قاعده این است که«الشیء ما لم یجب لم یوجد» هرشیء اول باید واجب الوجود شود، بعد به دنبال آن، وجود پیدا کند و در ناحیۀ عدم«الشیء ما لم یمتنع لا یکون معدوما او لم ینعدم» اول باید شیء، ممتنع الوجود شود، تا به دنبال آن ممتنع الوجود شدن، چهرۀ وجود را نبیند و لباس وجود را نپوشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه