سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 163

صفحه 163

پس در حقیقت کأنّ فلاسفه می گویند: هروجودی، مسبوق به وجوب وجود است و هرعدمی، مسبوق به امتناع عدم است. اگر وجود، مسبوق به وجوب وجود شد، پس ارادی بودن دیگر چه معنا دارد؟ اگر عدم، مسبوق به امتناع وجود شد، دیگر ارادی بودن عدم چه معنا دارد؟ نمی توانید بگویید:

قیام، وجودا و عدما به ارادۀ من است. قعود، وجودا و عدما به ارادۀ من است. نه، وجود قیام، مستند به وجوب وجود قیام است و عدم قیام، مستند به امتناع وجود قیام است. لذا اشاعره می گویند: با توجه به این دو قاعده، می فهمیم که ما فعل ارادی، نداریم. این طور نیست که وجود و عدم، استناد به ارادۀ من و شما داشته باشد، بلکه استناد به وجوب و یا استناد به امتناع دارد. اینها چنین استدلالی کرده اند.

جواب از سوءبرداشت اشاعره

برای پاسخ به این سوءاستفاده و یا عدم درکی که اشاعره از این دو قاعده داشته اند، گفته اند:

«الشئ ما لم یجب لم یوجد» این«یجب» که مقصود واجب الوجود بالذات نیست، مقصود واجب الوجود بالغیر است. مراد از غیر، چیست؟ غیر عبارت از علّت تامه است. یعنی شیء تا علّت تامه اش تحقق پیدا نکند و وجوب وجود از ناحیۀ علت تامه پیدا نکند، ممکن نیست که موجود شود. خوب علّت تامه چیست؟ علّت تامه، در افعالی ارادی، آخرین جزء و مکمل علّت تامه، عبارت از ارادۀ انسان است. ممکن است یک شیئی همۀ مقدماتش فراهم شود، لکن انسان اراده نکند تحقق آن شیء را. در حقیقت اراده، این جزء اخیر علت تامه است و داخل در آن غیری است که وجوب وجود بالغیر حاصل می شود، این که شما می گویید: «الشئ ما لم یجب لم یوجد» واجب الوجود بالذات معنا ندارد، یعنی واجب الوجود بالغیر. خوب آن غیر کدام است؟ آن غیر، علت تامه است. علت تامه چیست؟ جزء اخیر علت تامه، ارادۀ انسان است. ممکن است همۀ مقدمات وجودی یک شیء ارادی، تحقق پیدا کند، لکن به علت عدم اراده، آن شیء در خارج وجود پیدا نکند.

پس در حقیقت، در مقابل اشاعره، در رابطۀ با این قاعده این طوری می گویند: «الایجاب بالاختیار لا ینافی الاختیار» ایجابی که اختیار، در آن ایجاب نقش دارد، ایجاب به غیری که اراده به عنوان جزء مکمل آن علت تامه نقش دارد، آیا این ایجاب، منافاتی با ارادیّت دارد؟ منافات با اختیاریّت دارد؟ و در آن طرفش، می گویند: اگر شیئی علت تامه اش وجود پیدا نکند، ممتنع است که موجود شود، لکن امتناعش؛ مثل امتناع شریک الباری نیست که امتناع بالذات باشد، بلکه امتناع بالغیر است؛ یعنی اگر علّت تامه که عبارت از غیر است، وجود پیدا نکند، ممتنع که این شیء وجود پیدا کند. خوب یک جزء مکمل علت تامه، عبارت از اراده است. معنایش این است که اگر اراده که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه