سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 188

صفحه 188

تقسیماتی که قبلا برای واجب در بحث تقسیمات واجب، ذکر می کردیم یک تقسیم این بود که «الواجب اما نفسی و اما غیری» یک تقسیم دیگر این بود که«الواجب اما اصلی و اما تبعی». این تقسیم محل نزاع بین صاحب فصول و بین مرحوم آخوند بود در این که تقسیم واجب به اصالت و تبعیّت آیا مربوط به حسب مقام اثبات یا مربوط به مقام ثبوت است؟ این نزاعی بود که در آنجا بحث کردیم.

لکن نتیجه ای در آن بحث گرفته شد، این بود که واجب غیری هم می تواند اصلی باشد و هم تبعی، اما واجب نفسی«لا یکون الا اصلیا» دیگر در واجب نفسی دو حالت نفسی اصلی یا نفسی تبعی تصور نمی شود، تبعیّت در واجب نفسی آنجا بحث شد که تصور نمی شود.

ما در اینجا راجع به نهی غیری که در حقیقت در ردیف واجب غیری است، اگر نهی غیری را در ما نحن فیه مثل مرحوم آخوند داخل در محل بحث بدانیم، یک نزاع دیگری باید پیاده شود، که آیا این نهی غیری که داخل در محل نزاع است، فرقی بین نهی غیری اصلی و تبعی نمی کند یا بین اصلی و تبعی فرق وجود دارد؟ اما اگر از اول نهی غیری را از دایرۀ نزاع خارج کردیم و گفتیم در این نزاع نهی غیری اصلا محل بحث نیست، اگر نهی غیری خارج شد دیگر مسألۀ اصلی و تبعی اینجا نمی تواند مطرح شود، برای این که اصالت و تبعیّت روی واجب غیری و نهی غیری پیاده می شود، اما واجب نفسی و در مقابل آن نهی نفسی در آن دیگر اصالت و تبعیّت معنا ندارد.

لذا چون اصالت و تبعیّت دو قسمی است که در غیری پیاده می شود و ما هم نهی غیری را به صورت کلی از محل نزاع در اینجا خارج کردیم دیگر جا برای این بحث نیست که بنشینیم روی اصلی و تبعی بحث کنیم، آن که داخل در محل نزاع است، نهی نفسی است و نهی نفسی هم«لا یکون الا اصلیا» دیگر دو نوع نهی در نفسی تصور نمی شود اما بنابر قول مرحوم آخوند موضوع برای این بحث و برای این نزاع باقی می ماند، شما که نهی غیری را داخل در محل بحث می دانید آیا مطلق نهی غیری داخل در محل بحث است؟ «سواء کان اصلیا ام تبعیا» یا مثلا آن نهی غیری اصلی داخل در محل بحث است، اما نهی غیری تبعی این از محل بحث خارج است. اما روی مبنای ما«لا تصل النوبه الی هذا البحث اصلا». این هم یکی از مقدمات.

قابلیت اتصاف شیء در عنوان مسأله به صحت و فساد

یک مقدمۀ دیگر این است، گفتیم: «النهی عن الشیء» ولو این که این شیء عمومیّت دارد، لکن در ذیل که می فرماید: «هل یقتضی فساده» قرینۀ بر این است که مقصود از شیء، شییء است که«قد یتصف بالصحه و قد یتصف بالبطلان» و مقصود ما از صحت و بطلان هم فعلا یک معنای وسیعی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه