سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 206

صفحه 206

یا در مقابل، مواردی را ملاحظه می کنیم و می بینیم استعمال کلمۀ فاسد، صحیح است اما استعمال کلمۀ ناقص غیرصحیح است. اگر مثلا میوه ای را گرفته باشید بواسطۀ مرور زمان یا حرارت و امثال ذلک این میوه فاسد شده باشد. شما خودتان تعبیر می کنید به این که این میوه«صار فاسدا» اما اینجا به جای فاسد کلمۀ ناقص را بکار نمی برید، بطوری که اگر کلمه ناقص را بکار ببرید چه بسا مواجه با انکار و استنکار خواهید شد. و برحسب ارتکاز اصلا خودتان چنین استعمالی را نمی کنید.

لذا موارد استعمالات عرفیه را که انسان ملاحظه می کند می بیند که مواردشان باهم فرق می کند این طور نیست که هرکجا کلمه صحیح و فاسد استعمال شود در آنجا کلمۀ تام و ناقص هم استعمال می شود و بالعکس. بعد ایشان می فرمایند: آن که تقریبا، از تتبع موارد استعمالات انسان استفاده می کند و باز ارتکاز عرفی انسان هم مساعد با آن هست. گفتیم که حالا کاری به عبادات و معاملات نداشته باشید، فعلا بحث در همان موارد عرفیه و استعمالات عرفیه است. ایشان می فرمایند: تقریبا ضابطه این طور است که آن شیء موصوف و آن موضوع اگر یک مرکبی باشد که این مرکب مشتمل بر اجزا و شرایط و خصوصیاتی باشد در مرکب مشتمل بر اجزا و شرایط و خصوصیات آنجا کلمۀ تام و ناقص بکار می رود. اگر مرکب واجد همۀ اجزا و شرایط و خصوصیات بود، مثل انسان، ساختمان و امثال اینها، با یک دوا و معجونی که باید ده جزء داشته باشد و ده ماده در ترکیب و تشکیل آن به کار رود، اگر واجد همۀ اجزا و خصوصیات باشد«یقال انّه تام» اما«و لا یقال انه صحیح» و اگر بعضی از کمبودها در این مرکب وجود داشته باشد چه به لحاظ اجزا و چه به لحاظ شرایط از آن تعبیر می کنند«بانّه ناقص». اما تعبیر نمی کنند که«انّه فاسد».

لذا موضوع و موصوف کلمۀ تمامیت و نقص، عبارت از همین مرکب از اجزا و شرایط در این قبیل از موارد است. اما کلمۀ صحت و فساد در استعمالات عرفیه هیچ کاری به مرکب ندارد، هیچ ارتباطی به مسأله اجزا و شرایط و واجد بودن اجزا و شرایط و فاقد بودن ندارد، آن که از تتبع موارد استعمالش استفاده می شود، این است که صحت در جایی به کار می رود که این فردی را که متصف به صحت می کنید، دارای یک نوعی هست و این نوع دارای یک اثر و خاصیت و فایده ای است، اگر این فرد، اثر و خاصیت نوعیۀ مترتبۀ بر نوع را مثل سایر افراد نوع که در ترتب اثر نوعی مشترک اند واجد باشد، فرد صحیح می گویند. مثل همین اطلاق صحیح بر میوه جات، مثلا پرتقال به حسب نوعش، دارای یک اثر و خاصیت و غرض مطلوبی است و حتی به لحاظ طعم و فوائد اگر پرتقالی واجد این خصوصیات بود طعم و وضع طبیعی داشت، آثار و خاصیت مطلوبه بر آن مترتب بود، تعبیر می کنیم این پرتقال سالم و صحیح است. اما اگر بعضی از این خواص را یا همه این آثار را از دست داد، از آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه