سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 248

صفحه 248

مقدمه واجب، وجود نداشته باشد، اینجا هم مثل همان عدم قرشیه مرأه هست. مرأه ای نیست که تا اتصاف به قرشیه داشته باشد. وجوب ذی المقدمه ای نیست تا این که ملازمه بین آن و بین وجوب مقدمه وجود داشته باشد. حرمتی نیست تا این که ملازمه بین آن و بین فساد تحقق داشته باشد. پس امام روی این مبنا که ملازمه یک صفت ثبوتی و قاعدۀ فرعیت اقتضا می کند که«ثبوت شیء لشیء فرع ثبوت مثبت له» لذا این حالت سابقه عدمیه دارد. لکن آن حالت سابقه عدمیه اش همان سالبه به انتفاء موضوع است مثل قبل از انعقاد نطفه این«مرأه مشکوکه القرشیه» از این باب نمی شود استصحاب آن را جاری کنیم اما به نظر می رسد که درست است که در استصحاب عدم قرشیه، حق با ایشان است و ما استصحاب را خلافا لمرحوم آخوند جاری نمی کنیم. اما آیا مسألۀ ملازمه که اولا اگر ما روی خود کلمه ملازمه بخواهیم تکیه کنیم با بیان ایشان نه تنها اول وجوب ذی المقدمه باید تحقق داشته باشد بلکه وجوب مقدمه هم باید تحقق داشته باشد، برای این که ملازمه باب مفاعله است و طرفین اتصاف پیدا می کنند. مگر این که توجیه کنیم و بگوییم کلمۀ ملازمه در اینجا به عنوان مسامحه بیان شده است مقصود از ملازمۀ لازم و ملزوم، وجوب ذی المقدمه ملزوم، وجوب مقدمه لازم وجوب ذی المقدمه است. کلمه ملازمه را با این عبارت ادبی کنار بگذاریم ببریم روی عنوان لازم و ملزوم تازه وقتی که روی آن عنوان بردیم، آیا در اثبات ملازمه به این معنا که بخواهیم یک لازم و ملزومی داشته باشیم این فرع این است که این ملزوم تحقق داشته باشد تا عنوان ملازمه به این معنا ثابت شود یا این که نه معنای ملازمه این است که«لو تحقق هذا الملزوم یترتب علیه اللازم» معنای لازم و ملزوم این است که لو تحقق برای این که این لازم که لازم ماهیت نیست یک وقت یک شیء لازم ماهیت است، مثل این که می گویید زوجیت، لازم ماهیت اربعه است بحث در لوازم وجود است. اما در اثبات این لزوم معنا ندارد که ملزوم اول در خارج وجود پیدا کند.

اگر از شما پرسیدند که آیا بین فساد آسمان و زمین و تعدد آلهه، ملازمه تحقق دارد یا نه؟ شما چه می گویید اینجا، قرآن می گوید: «لو کان فیهما الهه الا الله لفسدتا» آیا این آیه دلالت نمی کند بر این که تعدد آلهه غیر خدا، ملازم با فساد آسمانها و زمین است؟ درحالی که این معنا هیچ وقت وقوع پیدا نکرده است بعدا هم وقوع پیدا نمی کند خود کلمه«لو» آن وقتی که قسمت مهم مغنی را می خواندید، آنجا معنا می کرد که«لو» برای این است که بگوید آن جزا ممتنع است برای این که شرطش ممتنع است، بین شرط و جزاء ضمن حفظ ملازمه دلالت بر امتناع تحقق جزا کند، برای امتناع تحقق شرط، آیا در«لو کان فیهما الهه الا الله لفسدتا» ملازمه نیست؟ این آیه دلالت نمی کند بر این که کون الهه غیر خدا مستلزم فساد آسمانها و زمینهاست درحالی که این شرط ابدا تحقق پیدا نکرده است و بعدا هم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه