سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 251

صفحه 251

این معامله ترتب پیدا می کند؟

استصحاب اقتضاء می کند عدم ترتب اثر را در این معامله، با این توضیحی که ملاحظه می فرمایید: یک وقت صحت و فساد را همین طور که بیان کردیم در رابطه با معاملات شخصیه فرض می کنیم و می گوییم چون معاملۀ شخصیه ای در خارج واقع شد، صحت و فساد در رابطۀ با شخص معامله و وجود و تحقق معامله است، اگر این طور باشد حالا معامله ای در خارج واقع شده و این معامله هم محرم است. نمی دانیم که آیا این معامله اثر مقصود برش مترتب است یا نه؟

از باب مثال هنگامی که منادی برای صلاه جمعه ندا سر می دهد و مردم را به شرکت در نماز جمعه دعوت می کند، باید قائل شویم که بیع وقت النداء حرام است، تجارت و معامله در این هنگام، شرعا دیگر جایز نیست، حالا وقت النداء بیع تحقق پیدا کرده، یک خرید و فروشی انجام گرفته از نظر مسأله فردی و از نظر مسألۀ فقهی اینجا، استصحاب عدم ترتب اثر بر این معامله را داریم به این کیفیت: می گوییم قبل از آن که این بیع واقع شود، قبل از این که بیع محرّم تحقق پیدا کند، نقل و انتقالی واقع نشده بود، مبیع منتقل به مشتری و ثمنی منتقل به بایع نشده بود، حالا که این بیع محرّم واقع شده و ما نمی دانیم بیع محرم فاسد است یا نه؟ و نهی از آن دلالت بر فساد می کند یا نه؟ در نتیجه شک می کنیم که آیا به دنبال بیع محرم وقت النداء، نقل و انتقال حاصل می شود یا نه؟

می گوییم قبل از تحقق بیع مبیع مال چه کسی بود؟ مال بایع بود حالا شک داریم که مبیع از ملک بایع انتقال پیدا کرده یا نه؟ استصحاب بقاء ملکیت بایع را روی مبیع جاری کنیم، قبل از آن که این بیع واقع شود، مشتری مالک ثمن بود، لکن نمی دانیم که آیا این بیع صحیح است و یا باطل است؟ در حقیقت شک می کنیم که آیا ثمن انتقال به بایع پیدا کرد یا نه؟ استصحاب بقاء ملکیت مشتری را نسبت به ثمن می کنیم، یعنی می گوییم مبیع در ملک بایع باقی است و ثمن در ملک مشتری باقی است. و«هذا معنی فساد المعامله و عدم ترتب الاثر علی المعامله». پس اگر فساد و صحت را در رابطۀ با معاملات شخصیه بدانیم، اصاله الفساد اقتضاء می کند فساد معامله را، گذشته از این که شاید احتیاج به این تذکر نباشد که یک اصلی هم در باب فقه داریم بنام اصاله الصحه که در عمل غیر، جریان پیدا می کند، مورد این اصاله الصحه با این اصاله الفسادی که فقها در اینجا مطرح می کنند، فرق می کند. اصاله الصحه در شبهات موضوعیه جریان پیدا می کند، در شبهات موضوعی یعنی یک معامله ای بین زید و عمرو واقع شده نمی دانیم که آیا مقررات شرعی معامله رعایت شده یا نشده است؟ اینجا جای اصاله الصحه است و جای اصاله الفساد نیست. این اصاله الفسادی را که می گوییم در رابطۀ با شبهۀ فقهیه است یعنی نمی دانیم این شرعا آیا معاملۀ منهی عنه«هل یکون صحیحا ام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه