سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 26

صفحه 26

فریضۀ الهی حج بشود. آنوقت حج تحقق پیدا می کند. پس وقتی که ما مراحل سیر این جریان را ملاحظه می کنیم وجدانا و با توجه به واقعیت و اینکه تقنین شرعی از این جهت با تقنین عقلائی هیچ گونه فرقی ندارد، می بینیم در زمان جعل قانون، اثری از وجود طبیعت به چشم نمی خورد، چیزی پیدا نیست، نمازی وجود ندارد، آن قانون کشوری و اجتماعی، جامۀ عمل نپوشیده، قانون که جعل شد بعد ابلاغ می شود و در شرعیات، مکلف اطلاع بر آن پیدا می کند، بعد آثار و عواقب مخالفت و موافقت را بررسی و محاسبه می کند آن هم نه همه، بلکه بعضی، جمع کثیری از مکلفین مأمور به را در خارج انجام می دهند و الا به این عصاه هم قانون رسیده، اینها هم کلاه خودشان را قاضی کرده اند، اینها هم عواقب را سنجیده اند لکن به علت اینکه تحت تأثیر شهوات و غرائز و مطامع نفسانی واقع شده اند ترجیح می دهند که مأموربه را در خارج انجام ندهند. هوای سرد با وضو نمی سازد. هوای گرم هم با روزه سازگار نیست. عربستان هم با حج مناسبت ندارد.

تأخّر وجود مأموربه از بعث مولا

با تمامی این مسائل وقتی که ما سیر این جریان را به این کیفیت ملاحظه کردیم به این نتیجه می رسیم که مرحلۀ وجود مأموربه و طبیعت، دو مرحلۀ از بعث المولی تأخّر دارد و بعث مولا دو رتبه بر«وجود المأمور به فی الخارج» تقدّم دارد. باید بعد البعث اطلاع حاصل بشود، به دنبال اطلاع، انبعاث تحقق پیدا بکند و مأموربه در خارج وجود پیدا بکند و از اینجا می فهمیم که رتبۀ بعث و موقعیت بعث، دو رتبه متقدم بر وجود مأمور به در خارج است. لذا چیزی که دو رتبه تقدم بر وجود مأموربه در خارج دارد، چطور می شود امری که مربوط به دو مرحلۀ متأخر است، را بیاوریم داخل در دائرۀ متعلق بعث بکنیم و بگوییم که مبعوث الیه، وجود الطبیعه است؟ طبیعتی وجود ندارد.

چیزی در حال بعث مشاهده نمی شود، باید بعث باشد. در این حالی که بعث هست، مبعوث الیه آن چیست؟ آیا جز طبیعت، چیز دیگری می تواند مبعوث الیه باشد؟ پس«البعث یتعلق بالطبیعه، ثم» با کلمۀ«ثم» که تأخر مرحله و مرتبه را ثابت می کند، «ثم یطّلع العبد علی بعث المولی و بعد الاطلاع» با کلمۀ«ثم» اگر عبد مطیعی باشد«ینبعث»، «و الا ربما لا یکون مطیعا» با اینکه بعث هم وجود دارد، اطلاع هم پیدا کرده، به عواقبش هم اعتراف دارد، لکن غلبۀ شهوات نفسانی نمی گذارد که به آثار و عواقب مخالفت دستور مولا ترتیب اثر بدهد. آیا وجدانا سیر در جریان قانونگذاری عقلائی غیر از این معناست؟ شرع هم به همین کیفیت است. از این نظر بین شرع و بین عقلا هیچ گونه تفاوتی نمی توانیم ببینیم. اگر کسی از ما سؤال کرد که«لا تشرب الخمر» معنایش چیست نمی شود از او

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه