سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 265

صفحه 265

الصلاه» و گاهی نهی متعلق می شود به شرط عبادت که خارج از حقیقت و ماهیّت عبادت است، لکن تقیّد عبادت به آن شرط مدخلیّت دارد و گاهی نهی متعلق می شود به وصف عبادت، عنوان چهارمی است، غیر از خود عبادت و جزء عبادت و شرط عبادت«وصف العباده» وصف هم می فرمایند:

«یکون علی قسمین»: یک وقت وصف ملازم است به حیثی که انفکاک بین آن وصف و موصوف امکان ندارد می فرماید: مثل جهر و اخفات نسبت به قرائت که نمی شود جهر در غیر قرائت تحقق پیدا کند و گاهی از اوقات وصف، وصف مفارق است نه ملازم، مثل غصبیّت برای اکوان صلاه در مثال معروف صلاه در دار غصبی، در حقیقت این پنج صورت را ایشان ذکر می فرمایند.

بعد می فرمایند: جایی که نهی متعلق به ذات عبادت است، همین است که محل بحث ما است که آیا نهی به ذات عبادت دلالت بر فساد می کند یا خیر؟ آنجایی که قسم دوّم، نهی متعلق به جزء عبادت باشد، ایشان این طور می فرمایند: اگر جزء عبادتی«منهی عنه» واقع شد و بعد فاسد شد، آیا کلّ عبادت فاسد می شود یا نه؟ اگر اقتصار کند بر این جزء منهی عنه فاسد، آن عبادت هم باطله، امّا اگر اقتصار نکند بر جزء منهی عنه فاسد، آن عبادت دیگر«لا تکون فاسده».

عدم ارتباط بیان مرحوم آخوند ره به ما نحن فیه

این به مسأله دلالت نهی بر فساد و عدم دلالت آن بر فساد، چه ارتباطی دارد؟ که اگر جزء عبادت منهی عنه واقع شد و فاسد شد، آیا سرایت به کل می کند؟ در آنجایی که اقتصار کند بر همین جزء فاسد یا سرایت به کل نمی کند؟ کجای این ارتباط دارد به مسأله دلالت نهی بر فساد و عدم دلالت نهی بر فساد؟ این یک مسأله فقهی است که اگر جزء عبادتی فاسد شد و کسی اکتفاء کرد بر آن جزء فاسد، این کلّ عبادت فاسد است و اگر اکتفای بر آن جزء فاسد نکرد، مثلا«لا تکون العباده فاسده».

در همین مثالی که ذکر کردیم، اگر کسی سورۀ سجده را به عنوان سوره اتیان کرد و شما هم گفتید:

نهی هم اقتضای فساد می کند، اگر علاوۀ بر این یک سورۀ دیگر، غیر از سور سجده بخواند، اصولا این بحث که آیا نماز درست است یا نه؟ اینهم از شئون مسألۀ دلالت نهی بر فساد است و از مسائل مربوط به این مسألۀ اصولیّه و از مقدّمات مهمّۀ این بحث است. به ما چه ارتباطی دارد، به آن حیثی که در این مسأله اصولیّه بحث می کنیم، این مسأله چه ارتباطی دارد؟ همین طور در قسم سوّم که مسألۀ شرط است، می فرمایند: ما دو نوع شرط داریم: بعضی از شرایط جنبۀ عبادیّت دارد، مثل وضو برای نماز، بعضی از شرایط جنبۀ عبادیّت در آن مطرح نیست، فرض کنید مثل: ستر عورت برای نماز که ستر عورت به عنوان یک عبادت شرطیّت ندارد، بلکه خودش شرطیّت دارد. اگر شرط عبادت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه