سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 289

صفحه 289

زوجیت مطرح است. وقتی که اینطور شد، می توانیم چنین بگوییم: پس در باب معاملات، اثر مقصود و هدف منظور آن آثاری است که در رتبۀ سوم قرار گرفته، آن آثاری است که منتهی الیه خط این معامله و این بیع و نکاحی است که تحقق پیدا کرد و لذاست که ملاحظه فرمودید فقها، صحت را در باب معاملات به این نحو معنا می کردند«ترتب الاثر المقصود علیها» هرمعامله ای که اثر مقصود بر آن ترتب پیدا کند، آن معامله صحیح است و اگر اثر مقصود ترتب پیدا نکند، باطل است.

حالا اثر مقصود چیست؟ اثر مقصود، گفتن«بعت و اشتریت» است؟ تملیک و تملک به تنهایی است یا آن آثاری است که به دنبال ملکیت خانه برای مشتری پیدا می شود و به دنبال ملکیت ثمن برای بایع تحقق پیدا می کند. پس در حقیقت، آن نقطۀ مهمۀ مقصوده در باب معاملات، عبارت از ترتب آن آثار و عدم ترتب آن آثار است. وقتی که این معنا برای ما روشن شد، راهی برای ما باز می شود که وقتی شارع می فرماید: «لا تبع ما لیس عندک» عرف این طوری استفاده می کند که مال مردم را نفروش چرا؟ چرایش را عرف می فهمد؟ برای این که به این وسیله، نمی توانید به آن اثر مقصود از معاملۀ بیعی برسید و وقتی انسان نتواند به آن اثر مقصوده از معاملۀ بیعی برسد، معنایش این است که«هذه المعامله فاسده». معنای فساد، عدم ترتب اثر مقصود است، به عبارت دیگر این یک مسألۀ برهانی نیست، این بخش اولی که ما داریم بحث می کنیم، مربوط به استظهار عرف و دلالت لفظ است.

یعنی وقتی که«لا تشرب الخمر» با«لا تبع ما لیس عندک» را«خالیا عن کل قرینه» در اختیار عرف می گذاریم، می گوییم: آیا این«لا تشرب الخمر» با«لا تبع ما لیس عندک» هردو یک معنا دارد؟ همان طوری که«لا تشرب الخمر» یک نهی مولوی تحریمی است و یک عملی از مکلف به نام«شرب الخمر» را محکوم به حرمت و ممنوعیت می کند، آیا عرف از«لا تبع ما لیس عندک» هم همین معنا را می خواهد استفاده کند که چون بیع هم بالاخره«عمل من البایع، فعل من افعال البایع، لا تبع» می خواهد یک حرمت تکلیفیه و یک حرمت مولویه روی عنوان بیع«بما انّه فعل من افعال البایع» قرار دهد، آیا عرف این طوری قضاوت می کند که هیچ فرقی بین«لا تشرب الخمر و لا تبع ما لیس عندک» وجود ندارد؟ همانطوری که«لا تشرب الخمر» ظهور در نهی مولوی تحریمی دارد«لا تبع ما لیس عندک» هم می خواهد همین حرف را بزند، بیع را«بما انه فعل من افعال المکلف» حالا چه ایجاب و قبولش که فعل مباشری است و چه تملیک و تملکش که فعل تسبیبی است، آیا می خواهد اینها را محکوم به حرمت مولویه کند؟ ظاهر این است که مسأله این طور نیست.

همان طوری که در باب عبادات، در بخش اول استظهار کردیم که«لا تصل فی وبر ما لا یؤکل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه