سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 316

صفحه 316

مرحوم شیخ در کتاب تقریراتشان این مسألۀ ملازمه را کاملا مطرح کردند این روایت را نقل می کنند، روایت مفادش این است، روایت را اوّلا هم صدوق، در کتاب من لا یحضر و هم کلینی در کتاب کافی و ظاهرا با یک سند صحیحی از زراره نقل می کنند. زراره می گوید: من از امام محمد باقر(صلوات الله علیه) سؤالی کردم؟ سؤال این بود: عبدی«تزوّج بغیر أذن سیّده» عبدی بدون اذن مولایش ازدواج کرده و زن گرفته، تکلیف چیست؟ امام فرمودند، «ذاک الی مولاه» این اختیارش با مولا است، مولا می تواند این نکاح را اجازه کند و می تواند این نکاح را اجازه نکند«و فرّق بینهما» بین این عبد و زوجه اش ایجاد تفرقه کند، با عدم اجازۀ این نکاحی را که انجام داده، در حقیقت، امام در اینجا، شبیه آنچه را که مشهور در باب بیع فضولی ذکر می کنند، بیان کرده است.

مشهور در باب بیع فضولی، می گویند: بیع فضولی صحیح است، لکن نیاز به اجازۀ مالک دارد، اگر مالک اجازه کند، بیع فضولی«صحیحا تامّا» واقع می شود و اگر رد کند، بیع فضولی کنار می رود.

امام هم نظیر همین معنا را در تزویج عبد بدون اذن سیّدش، بیان کردند. بعد زراره خدمت امام باقر عرض می کند، می گوید: آقا این حکم بن عتیبه که از فقهای مخالفین است و همین طور ابراهیم نخعی و اصحاب و شاگردان این حکم و ابراهیم، اینها یک نظریۀ دیگری در این باب دارند و آن نظریه این است که می گویند: «إنّ اصل النّکاح فاسد» این نکاحی که این عبد انجام داده، این«من رأس» فاسد است. «و لا یحلّ اجازه السیّد له» اگر مولا هم اجازه کند، فایده ندارد. این از پای بست ویران و خراب است و اجازۀ مولا هم نمی تواند، این نکاح را تأیید و تصحیح کند. می گوید: بعد از آن که این مطلب را خدمت امام باقر عرض کردم، ایشان در مقام ابطال حرف اینها و اثبات فرمایش خودشان، دلیلی را ذکر کردند و فرمودند: «انّه لم یعص الله» این عبد که معصیت خدا را نکرده«و انّما عصی سیّده» این فقط مولای خودش را عصیان کرده، اما خدا را عصیان نکرده. «فأذا أجاز» وقتی که مولا اجازه کرد و راضی شد«فهو له جائز» دیگر این نکاح برای عبد، جائز و نافذ است و دیگر نیازی نیست به این که بگوییم: این عقد باطل است و از نو مجددا باید یک عقدی واقع بشود.

استدلال امام که فرمود: «إنّه لم یعص اللّه و إنّما عصی سیّده» نیاز به توضیح دارد، مخصوصا با توجه به یک نکته که در مسأله، مشکل ایجاد کرده و آن این است که اگر عبدی عصیان کند مولای خودش را، این عصیان الله هم تحقق پیدا کرده، برای این که اطاعت مولا را بر عبد، خداوند واجب کرده، خدا واجب کرده که عبد، تابع اوامر و نواهی مولای خودش باشد. لذا اگر عبدی بیاید و عصیان کند مولای خودش را که این روایت می گوید: «و إنّما عصی سیّده» عصیان سید، ملازم با عصیان خداوند تبارک و تعالی هم هست. پس چطور جمع بین این دو مطلب شده؟ «إنّه لم یعص اللّه و انّما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه