سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 321

صفحه 321

ایشان با توجه به این مقدمات ثلاث می فرمایند: این که امام می فرماید: «انه لم یعص الله» معنایش این است که عبد مستقیما عصیان خدا را انجام نداده است، عصیان خدا مستقیما و بلاواسطه انجام نگرفته است، بلکه معصیت المولی واقع شده است و عصیان الله بدنبال معصیت المولی تحقق پیدا کرده است. پس در حقیقت«انه لم یعص الله یعنی لم یعص الله» مسقیما. عصی سیده یعنی مولا را مستقیما عصیان کرد و به تبع آن عصیان خدا تحقق پیدا کرد. در حقیقت روایت ناظر به این معنی می شود که این نکاحی را که عبد انجام داده است اگر مستقیما این معصیت الله باشد، حرف حکم بن عیینه یا عتیبه و ابراهیم نخعی درست است و اگر این نکاح مسقیما معصیت الله باشد و معصیت المولی واسطه نشده باشد این حرفی که شمای زراره از آنها نقل کردی و گفتی عقیدۀ آنها این است که «ان اصل النکاح فاسد» این حرف درست است. اما در ما نحن فیه این طور نیست. آن که ابتدائا تحقق پیدا کرده است، معصیت المولاست که به دنبال معصیت المولی معصیت الله هم هست. اما معصیت الله مع الواسطه، نقشی در بطلان و فساد اصل نکاح ندارد.

ایشان می فرماید: می گوییم این عبد چون در خودش تصرف کرده است الفاظی را که به عنوان قبول - که قبول در باب زوجیت از ناحیۀ مرد است - ولو یک جملۀ«قبلت» باشد دیگر در قبول از کلمۀ«قبلت» کمتر نمی تواند عنوان قبول تحقق پیدا کند. می گوییم این تلفظ به لفظ«قبلت» از ناحیۀ عبد«بما انه کان زوج و فی باب النکاح یکون القبول من ناحیه الزوج و الایجاب من ناحیه المرئه» پس حداقل این عبد یک قبلت گفته است. این قبلت تصرف در ملک مولا بغیر اذن مولا بوده است تصرف در ملک مولا به غیر اذن مولا معصیت المولاست و امام می فرماید که معصیت المولی ولو این که به دنبال آن معصیت الله هم هست لکن تأثیری در بطلان نکاح نمی کند، بلکه مسألۀ نکاح را در اختیار مولا قرار می دهد، مثل عقد فضولی. اگر مولا اجازه دهد عقد نکاح مؤثر است و اگر مولا اجازه ندهد عقد نکاح باطل است.

اما در جملۀ اول ما این معنی را استفاده می کنیم. «انه لم یعص الله» معنایش این است که اگر عصیان کرده باشد خدا را مستقیما و معنای عصیان خدا مستقیما این است که زوجیتی را می خواسته بوجود بیاورد که حرام بوده است. آن مبغوض خداوند تبارک و تعالی بوده است، اگر یک چنین مسأله ای باشد ما استفاده می کنیم که«اذا کان هناک عصیان الله مستقیما و بلا واسطه» این روایت می گوید باطل است و ملازمۀ بین حرمت و فساد این روایت می گوید اگر عصیان الله واقع شده باشد حرف حکم بن عیینه یا عتیبه و اصحاب اینها که می گویند: «ان اصل النکاح فاسد» درست است. پس روایت بر ملازمۀ شرعی بین حرمت و فساد دلالت می کند. منتهی می گوید حرمت و معصیت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه