سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 327

صفحه 327

را تأیید می کند و مباحث گذشته ای هم که داشتیم مؤید این معنی هست. معنای روایت این است که زراره سؤال می کند که عبدی رفته است بدون اذن مولایش ازدواج کرده است، کاری به کلمۀ«قبلت» و تلفظ به«قبلت» ندارد و قبلا اشاره کردم که اصلا در خود روایت نیست، مجری صیغه خود عبد است. آن که مورد سؤال است«تزوج بغیر اذن مولی» است. صیغۀ عقد را چه کسی خوانده؟ دیگر در سؤال روایت این نیست که صیغۀ عقد را هم خود عبد خوانده است و کلمۀ«قبلت» تصرف در ملک مولاست. اصولا این مسألۀ مطرح نیست، آنچه مطرح است این است که عبد بدون اطلاع و اذن مولایش زن گرفته است. تکلیف این ازدواج چیست؟ آیا صحیح است یا باطل؟ امام فرمودند: مثل نکاح فضولی می ماند. نکاح فضولی صحیح است، لکن در صورتی که بعدا اجازه به آن ملحق شود.

این هم«ذاک الی سیده». اگر مولایش اجازه داد این نکاح قبلی با اجازۀ بعدی، جالا اجازه را کاشفه بدانیم یا ناقله؟ آن بحث دیگری هست. با اجازۀ بعدی، این نکاح قبلی درست می شود.

اما اگر مولا اجازه نداد«فرق بینهما» یعنی همین که بگوید من این نکاح را اجازه نمی دهم، این نکاح باطل می شود. مثل مالک در بیع فضولی بعد از آن که رد کرد«تصیر المعامله باطله بعد رد المالک» آن وقت زراره گفت: که فقها اهل تسنن نظرشان این است که این نکاح«من اصل» فاسد است و قابل تصحیح نیست و بالحوق اجازه هم این نکاح نمی تواند صحیح واقع شود. امام فرمودند: چرا چنین فتوایی داده اند؟ این فتوا درست نیست. «انه لم یعص الله و انما عصی سیده» ظاهر این است که هر دو عنوان در نفس همین تزویج به غیر اذن مولا محقق است. یعنی این ازدواج بدون اذن مولا دو حیثیت و دو عنوان دارد: یک عنوان عنوان«معصیت المولی» است چرا«معصیت المولی» است؟ برای این که این می بایست از مولا اجازه بگیرد.

«معصیت المولی» بودن هم نه به معنای این است که مولا قبلا اطلاع پیدا کرده است که این عبد در مقام ازدواج است و نهی کرده است این عبد را از ازدواج. نه، آن یک موردش است. همین مقدار که عبدی در چنین مسأله ای که اساس زندگی یک انسانی را تشکیل می دهد بدون مراجعۀ به مولا و بدون کسب اجازۀ مولا خودش مستقلا اقدام کند و هیچ مولا را به حساب نیاورد این معصیت مولاست. ولو این که مولا قبلا هیچ اطلاعی نداشته است و نهیی در این رابطه از مولا صادر نشده است. این«معصیت المولی» یک عنوان عرفی است. یک عنوانی است که عرف باید معنی کند. از روایت استفاده می شود که نفس عدم استیذان، عنوان«معصیت المولی» را درست می کند و بدنبال آن حرمت در کار است. همان طوری که«شرب الخمر فی الشریعه حرام»، «معصیت المولی هم للعبد حرام، حرام بالحرمه الشرعیه، بالحرمه التکلیفیه».

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه