سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 336

صفحه 336

نه، آیا به عنوان موصوف و صفت، مطرح است؛ یعنی یک عنوانی، به عنوان موصوف به نام ایجاد ملکیت داریم و یک چیزی به عنوان صفت داریم، آن صفت چیست؟ «وجود الملکیه». معنای صحت معامله، تحقق ملکیت است. وجود ملکیت است پس شما باید این طوری بگویید، موصوف ما که منهی عنه است و متعلق نهی است«عباره عن التملیک الذی هو ایجاد الملکیه» و صفت ما که عبارت از صحت است، صحت، معنایش«وجود الملکیه» است.

می گوییم مگر این مسأله را در فلسفه، ملاحظه نکردید که ایجاد و وجود، اینها تغایرشان، تغایر اعتباری است، وجود و ایجاد یک چیز است، ایجاد همان وجود است، منتها با لحاظ اضافۀ به فاعل، با لحاظ ارتباط به فاعل و الاّ ایجاد و وجود، دو مطلب نیستند. در حقیقت مثل سبب در معامله نیست، در باب«بعت و اشتریت» آن جایی که مسألۀ صحت مطرح است، ما دو چیز داریم: یکی صفت موثریّت این بعت و اشتریت در حصول ملکیت است. در سبب، این مغایرت بین صفت و موصوف روشن است، اما در مسبب، موصوف و صفت شما چیست؟ می گویید: آنچه که منهی عنه است ایجاد الملکیه است که همان عبارت اخرای تملیک است، نهی از ایجاد ملکیت، کشف از چه چیزی می کند؟ کشف از وجود ملکیت می کند. مگر وجود ملکیت، با ایجاد ملکیت دو چیز است؟ اگر هم دو چیز است، یک تغایر اعتباری بین اینها تحقق دارد، نه یک مغایرت حقیقی و واقعی.

لذا ما در مقابل ابو حنیفه می ایستیم و می گوییم این که شما می گویید: «النهی عن المعامله یکشف عن صحتها» این در موردی است که معامله با صحتش دو مسأله و دو چیز باشد، وصف و موصوف باشد، درحالی که اگر نهی، به مسبب متعلق شود، ما وصف و موصوف نداریم«ایجاد الملکیه و وجود الملکیه لیس امران متغایران بینهما اثنینیه و تعدد» لذا در اینجا حکم می کنیم به این که«النهی لا یدل علی صحه المعامله» قسم اول هم که دلالت بر صحت نداشت، قسم سوم هم که نه تنها دلالت بر صحت نداشت، بلکه دلالت بر فساد معامله می کرد. لذا روی بیان محقق اصفهانی، باید به طور کلی دور کلام ابو حنیفه را قلم بگیریم و بگوییم که بیان ایشان، اصلا درست نیست.

بیان استاد دربارۀ کلام محقق اصفهانی

این تحقیق را محقق بزرگوار فرموده اند، لکن اولا ذکر کردیم که ایشان تسبّب مطرح نکردند، لکن همین مسببی را که مطرح کردند، از این محقق بزرگوار سؤال می کنیم که آیا نزاع شما با ابو حنیفه، یک نزاع لفظی است و یا یک نزاع معنوی است؟ قاعدتا نزاع، یک نزاع معنوی است، ما روی لفظ تکیه نداریم که شما وصف و موصوف برای ما درست می کنید و می گویید: وصف و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه