سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 356

صفحه 356

التزامی برای مثل قضیۀ شرطیه تحقق دارد یا ندارد؟ برای اینکه متأخرین مثل مرحوم آخوند و کثیری دیگر، از این راه روی مفهوم وارد شده اند که کلمۀ«ان» و«اذا» و یا سایر ادوات شرط، آیا اینها وضع شده اند برای این که دلالت بر علیّت منحصره بکنند یا اینکه وضع نشده اند اما از راه اطلاق دلالت بر علیّت منحصره می کنند. قائلین به ثبوت مفهوم از متأخرین، مسألۀ دلالت بر علیت منحصره را «وضعا او اطلاقا» مطرح کرده اند.

منکرین مفهوم، می گویند: نه وضعی در کار است و نه اطلاقی که دلالت بر علیت منحصره بکند.

پس روی این مبنا، نزاع در این جهت است که کلمۀ«ان و اذا هل یدلّ علی العلیّه المنحصره؟» اگر دلالت بکند بر علیت منحصره، مدلول التزامی اش عبارت از مفهوم است. که گفتیم: اگر دلالت بر علیت منحصره بکند، معنایش این می شود که شما کلمۀ«ان» و«اذا» را بردارید و به جایش«العله المنحصره» بگذارید و بگویید: «العله المنحصره لوجوب اکرام زید عباره عن مجیئه» اگر متکلم و مولای آمر این تعبیر را ذکر بکند، این بلااشکال مدلول التزامی دارد، مدلول التزامی اش این است که اگر این علت منحصره نبود، دیگر معلول هم تحقق ندارد.

پس متأخرین آنهایی که مفهوم را قائلند، روی علیّت منحصره تکیه می کنند و راه را چه وضع باشد و چه اطلاق باشد، دلالت بر علیت منحصره قرار داده اند و اگر علیت منحصره در کار باشد، مدلول التزامی«إن جاءک زید فأکرمه» این است که«ان لم یجئک زید فلا یجب اکرامه». اما آنهایی که منکر هستند می گویند: کلمۀ«ان» و«اذا» دلالت بر علیت منحصره ندارد. نه واضع کلمه«ان» و«اذا» را برای دلالت بر علیت منحصره وضع کرده است و نه اطلاق، اقتضای این معنا را می کند.

پس در حقیقت روی مبنای مثل مرحوم آخوند چه منکرین و چه مثبتین، محور حرف این است که آیا«إن جاءک زید فأکرمه» مدلول التزامی دارد یا ندارد؟ نه اینکه مدلول التزامی اش«حجه ام لیس بحجه؟» اگر چیزی مدلول التزامی دارد، دیگر نمی شود بگوییم: مدلول التزامی اش«لیس بحجه». در باب مفردات هم همینطور است، وقتی که مدلول التزامی کلمۀ اربعه، عبارت از زوجیت است، کسی نمی تواند بحث کند که من قبول دارم که مدلول التزامی اربعه، عبارت از زوجیت است، لکن آیا این مدلول التزامی«حجه ام لا؟» آن دیگر بحث ندارد که اگر شما مدلول التزامی بودن زوجیت را نسبت به اربعه پذیرفتید، دیگر حجیت، کانّ لازمه قهری و لازمه لا ینفک آن است. لذا روی مبنای متأخرین، این صغروی بودن نزاع، یک امر روشنی است، همۀ مسائل به این برمی گردد که آیا«ان» و«اذا» به جای «العله المنحصره» هست یا نیست؟ اگر به جای«العله المنحصره» بود«اما بالوضع و اما بالاطلاق» دیگر بحثی نیست، مدلول التزامی آن، همان قضیۀ مفهومیه«ان لم یجئک زید فلا یجب اکرامه»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه