سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 365

صفحه 365

اطلاق و عدم اشتراط بیان بکند، حالا که به صورت قضیۀ تعلیقیه بیان کرد، معنایش این است که این معلق علیه که عبارت از شرط است، با این حکم رابطه دارد و این ارتباط بین شرط و جزاء وجود دارد.

نمی شود بین اینها هیچ گونه ارتباطی نباشد. لذا از آوردن قید، اصل ارتباط بین مجیء زید و وجوب اکرام را استفاده می کنیم.

در عین حال، یک مطلب اضافه ای هم هست که وقتی آن مطلب اضافه ضمیمه شد، کانّ نتیجه مطلوب را می دهد و آن مطلب اضافه این است که تنها قیدی که مولا در تعلیق و در این قضیۀ شرطیه، مطرح کرد و متعرض شد عبارت از مجیء زید بود درحالی که می توانست یک قیود دیگری هم ضمیمه به این قید بکند و مجموعش را مرتبط با جزاء قرار بدهد، مثلا بگوید: «ان جائک زید و سلّم علیک و اکرمک» آن وقت«یجب علیک اکرامه»، می توانست این قیود را ضمیمه بکند و مجموعش را مرتبط با جزاء و مرتبط با حکم قرار بدهد، اما مولای مختار و مولای ملتفت، تنها چیزی که روی آن تکیه کرده است و رویش انگشت گذاشته است، عبارت از مجیء زید است و الا اگر مسائل دیگری هم دخالت در این مسأله داشتند، چه کسی جلوی مولا را گرفته بود که آن قیود و مسائل دیگر را مطرح بکند؟ کسی جلوی مولا را نگرفته بود؟ پس اکتفا کردن بر مجیء زید به عنوان قیدیّت که لازمۀ قیدیت، ارتباط قید با حکم و جزاء است و نیاوردن مطلب دیگری به عنوان ضمیمه برای این قید که آن هم یک امر اختیاری است، (اختیار در رابطه با وجود و عدم تقریبا علی السواء است، مثل ترک مفطرات در باب صوم است که صوم را یک امر اختیاری می دانید درحالی که باطنش، همان ترک مفطرات است، منتها ترکی که به داعی الهی باشد و ناشی از قصد قربت باشد) در نتیجه وقتی که مولا گفت: «ان جائک زید فاکرمه»، آوردن این قید و نیاوردن چیز دیگری، دلیل بر این معناست که تنها مجیء زید، دخالت در وجوب اکرام دارد«لیس الاّ». اگر مجیء زید به تنهایی دخالت در وجوب اکرام دارد«لیس الاّ، هذا مستتبع للمفهوم». پس معنایش این است که اگر مجیء زید تحقق پیدا نکند، دیگر این حکم که عبارت از وجوب اکرام است نمی تواند وجود داشته باشد.

پس قدما با این راهی که طی شد، می خواهند برای قضیۀ شرطیه و سایر قضایا، مفهوم درست کنند. اگر به جای«ان جائک زید فاکرمه» قضیه را به صورت قضیۀ وصفیه هم مطرح می کرد، همین حکم را داشت، می گفت: «اکرم زیدا الجائی»، کلمه«الجائی» را به صورت وصف برای زید مطرح می کرد، همین خصوصیاتی که در قضیۀ شرطیه هست در آنجا هم وجود دارد که چرا قید«الجائی» را آورده است؟ چرا قید دیگری را نیاورده است؟ معلوم می شود که این وصف مجیء، تنها خصوصیتی است که در وجوب اکرم زید نقش دارد و معنایش این است که«اذا انتفی المجیء ینتفی وجوب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه