سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 386

صفحه 386

زائده نداشت در اینجا هم علت منحصره، نیاز به مؤنۀ زائده ندارد. پس ما از راه اطلاق و مقدمات حکمت که در خود«ان» و«اذا» جریان پیدا می کند مسألۀ علیّت منحصره را استفاده می کنیم.

مرحوم آخوند که آن مطلب را در دوران بین نفسیت و غیریت پذیرفتند در مقام جواب این قائل در مقام این هستند که بین مقیس و مقیس علیه فرق قائل بشوند لذا می فرمایند: در مسألۀ وجوب نفسی و غیری همانطوری که شما گفتید: وقتی که مولا گفت: «الوضوء واجب» و دیگر قیدی را اضافه نکرد، این وجوب نفسی نیاز به مؤنۀ زائده ندارد اما در ما نحن فیه اینطور نیست. حتی در ما نحن فیه اگر عنوان علیّت هم زائد بر ارتباط مطرح بشود، باز هم مخاطب و مکلف می تواند سؤال بکند که اینها المولا مقصود شما از این علیّت، علیّت منحصره است یا علیّت غیر منحصره؟ و اینکه شما می گویید: علیّت منحصره نیاز به مؤنۀ زائده ندارد، اینطور نیست بلکه همانطوری که علیّت غیر منحصره«یحتاج الی مؤنه زائده» علیّت منحصره هم همینطور است مثل انسان عالم و انسان جاهل است. اینطور نیست که وقتی کلمۀ انسان گفته می شود در افادۀ قید علم، نیاز به مؤنۀ زائده نداشته باشد، بلکه مخاطب و مکلف می تواند سؤال بکند که آیا مقصود شما از انسان، انسان عالم است یا انسان جاهل؟ با اینکه بین انسان عالم در مقایسۀ با انسان غیر عالم، کمال فرق موجود است، اما در این جهتی که محط بحث ما و مورد بحث ماست که نیاز به مؤنۀ زائده و عدم نیاز به مؤنۀ زائده باشد، در این جهت فرق نیست، همانطوری که علت غیر منحصره نیاز دارد، علت منحصره هم نیاز دارد.

عدم تمامیت تشبیه مقام به وجوب نفسی و غیری

لکن جواب ما این است که ما اصلا مقیس علیه آن را قبول نداریم. وجوب در«الوضوء واجب» چه به هیئت«افعل» مطرح بشود یا به غیر هیئت افعل مطرح بشود، ما گفتیم: اصلا این فرمایش مرحوم آخوند در آنجا یک امر غیر معقولی است، برای اینکه نفسیت و غیریت دو قسم هستند، قسیم هم هستند. وقتی دو قسم شدند و قسیم هم قرار گرفتند، پس یک مقسم مشترک دارند و وقتی که مقسم مشترک در قالب قسم پیاده می شود، نمی شود عین آن مقسم، احد القسمین باشد بلکه باید مقسم به ضمیمۀ یک خصوصیت زائده عنوان قسم پیدا کند، دیگر نمی توانیم بگوییم: «الانسان اما انسان و اما جاهل»، چنین تقسیمی درست نیست که«اما انسان» که همان مقسم شماست را قسیم قرار می دهید و به عنوان دو قسم مطرح می کنید. در هرقسمی باید لا محاله مقسم وجود داشته باشد «بضمیمه خصوصیه زائده» و الا اگر خصوصیت زائده نباشد، تقسیم نمی تواند تحقق پیدا کند.

پس وقتی که شما می گویید: «الواجب اما نفسی و اما غیری» معنایش این است که نفسیت واجب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه