سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 397

صفحه 397

طرف مقیس علیه را پذیرفتند و از طرف دیگر ما نحن فیه را نمی خواهند بپذیرند لذا در مقام این برآمده اند که بین ما نحن فیه(مسألۀ شرط در«ان جائک زید فاکرمه») با مسألۀ دوران بین تعیین و تخییر، فرق قائل شوند لذا می فرماید: در آنجا وجوب تعیینی و وجوب تخییری، دو نوع از واجب بودند، یعنی در هرکدام از آنها یک فصل ممیزی وجود داشت کما اینکه تعبیرشان در واجب تخییری هم این بود که می فرمودند: واجب تخییری یک سنخ دیگری از وجوب است، یعنی نوع دیگری از وجوب است در مقابل واجب تعیینی. پس در حقیقت واجب تعیینی و واجب تخییری مثل دو نوع از یک جنس هستند مثل انسان و بقر که«نوعان من جنس الحیوان و لکل منهما فصل ممیز» و روی این فصل ممیز، تغایر ذاتی و تغایر ماهوی بین انسان و بقر وجود دارد. «ماهیه کل نوع مغایره مع ماهیه نوع آخر» و لو تغایرشان در رابطۀ با فصل ممیزشان باشد و در اصل جنس مشترک و مثل هم باشند.

مرحوم آخوند می فرماید: بین واجب تعیینی و واجب تخییری چنین مغایرتی هست یعنی دو ماهیت هستند، دو نوع هستند، دو سنخ هستند و بینشان تغایر وجود دارد اما در ما نحن فیه مسألۀ (اینکه مجیء زید علت منحصره باشد یا علت منحصره نباشد) آیا علیت منحصره و علیت غیر منحصره، دو نوع از علیت است؟ آیا بینشان اختلاف ماهوی وجود دارد؟ مثلا اگر مجیء زید علت منحصره برای وجوب اکرام باشد، ماهیت علیتش مغایر است با آن صورتی که مجیء زید علیت منحصره نداشته باشد؟

به عبارت روشنتر: آیا این تعبیری که می کنیم: «العله اما منحصره و اما غیر منحصره» مثل همان تعبیری است که می گوییم: «الواجب اما تعیینی و اما تخییری»؟ یعنی همانطوری که تعیینیت و تخییریت، دو سنخ و دو قسم از واجب هست، انحصار و عدم انحصار هم دو نوع از علیت است؟ مرحوم آخوند می فرمایند: اینچنین نیست برای اینکه در حقیقت انحصار و عدم انحصار، یک مسأله ای است در رابطۀ با شیء دیگر که عبارت از غیر مجیء زید باشد. اگر غیر مجیء زید مثل سلام زید آن هم در وجوب اکرام تأثیر داشته باشد شما می گویید: «مجیء زید لا تکون عله منحصره» اما اگر سلام زید مثل مجیء زید، نقشی در وجوب اکرام نداشته باشد شما لقب علت منحصره را به مجیء زید می دهید درحالی که رابطۀ مجیء زید با وجوب اکرام، در صورت انحصار و عدم انحصار، هیچ فرقی نمی کند، این سلام زید است که می تواند نقش در وجوب اکرام داشته باشد و می تواند نقش نداشته باشد. آیا اگر سلام زید نقش در وجوب اکرام داشت، علیت مجیء، قیافۀ دیگری پیدا می کند و با آنجایی که غیر مجیء نقش نداشته باشد در وجوب اکرام مغایر می شود؟

به عبارت روشنتر: انحصار و عدم انحصار، یک مسأله ای است که باید در رابطۀ با وجود و عدم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه