سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 419

صفحه 419

که به عنوان جزا در خود این قضیۀ شرطیه مطرح شده است؟ به عبارت دیگر: آنچه مجعول مولاست و مولا در ضمن این دستور و فرمان صادر کرده، عبارت از وجوب جزئی و شخص حکم است و شما هم می گویید که شرط، علیت منحصره برای همین حکم مجعول دارد. از یک طرف این حرف را می زنید و از یک طرف می گویید: معنای مفهوم این نیست که شخص این حکم«عند انتفاء الشرط» منتفی باشد، بلکه معنای مفهوم این است که کلی وجوب، «عند عدم تحقق المجیء» منتفی باشد. ما نفهمیدیم کأنّ یک تفاوتی در این دو مطلب می بینیم. شما که برای ما علت و معلول درست می کنید، این مثل سایر علت و معلولهاست، اگر نار تحقق پیدا کند، این نار«عله لتحقق الحراره» که در فلسفه هم می گویند: در ذات معلول، یک تقیدی مطرح است؛ یعنی حرارت جائیۀ«من قبل هذه النار» در مسألۀ علت و معلولی که در فلسفه مطرح است، وقتی که شما می گویید: «النار عله للحراره»، کدام حرارت، معلول برای این نار خارجی است؟ این ناری که الآن در خارج تحقق پیدا کرده و شما این را علّت برای حرارت می دانید، آیا این علّت برای حرارتی است که در دو کیلومتر آنطرف تحقق پیدا کرده؟ این علّت برای حرارتی است که در ده فرسخ آنطرف تحقق پیدا کرده؟ یا اینکه در ذات معلول، یک تضیّقی وجود دارد و آن تضیّق همان عنوان ناشی بودن«من قبل هذه العله» است؟ پس ناری که در اینجا تحقق پیدا می کند، معلولش همان حرارت ناشیۀ«من قبل هذه النار» است، نه مطلق الحراره ولو اینکه ارتباطی به این نار نداشته باشد.

لذا این مستشکل هم اینجا اینطوری می گوید: ما یک قضیۀ شرطیه بیشتر نداریم، شما که قائل به مفهوم هستید، زحمت کشیدید و به شرط در قضیۀ شرطیه، لقب علیت منحصره دادید و گفتید:

«مجیء زید عله منحصره» اما معلولش چیست؟ معلولش چیزی است که از محدودۀ این قضیه خارج است و یا معلولش همان است که در نفس این قضیۀ شرطیه مطرح است؟ آنکه در نفس این قضیۀ شرطیه مطرح است، عبارت از یک حکم جزئی و شخص الحکم و وجوب جزئی است که مولا جعل کرده، پس مجیء زید، برای شخص این حکمی که در قضیۀ شرطیه جعل شده، علیّت منحصره دارد. از یک طرف مطلب این است و از طرف دیگر می گویید: معنای مفهوم این است که اگر این علت منحصره نباشد، نه تنها شخص این حکم نیست، اصلا کلی وجوب اکرام تحقق ندارد. این کلی وجوب اکرام از کجا سر درآورد و ارتباط با این قضیۀ شرطیه پیدا کرد؟ «ما جعله المولی عباره عن الحکم الجزئی و ما هو عله له عله لهذا الحکم الجزئی»، اما شما می خواهید بگویید: با نبود این علت، نه تنها این حکم منتفی است بلکه به صورت کلی وجوب اکرام تحقق ندارد.

ما نفهمیدیم چطور بین این دو تا جمع می شود که از یک طرف روی خود قضیۀ شرطیه تکیه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه