سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 443

صفحه 443

باشد، با اتکاء به اصاله الحقیقه می گویید: مراد از این اسد، همان معنای حقیقی خودش است که عبارت از حیوان مفترس است. اصاله الحقیقه، یک چنین معنایی را اقتضا می کند. لذا می آییم سراغ «اذا خفی الاذان فقصّر»، مقتضای اصاله الحقیقه، این است که این«اذا» در معنای حقیقی خودش، در معنای موضوع له خودش که عبارت از علیّت منحصره است استعمال شده است و مراد متکلّم هم، همین علیّت منحصره است. سراغ جملۀ دوّم می آییم می بینیم آنجا هم اصاله الحقیقه حکم می کند به اینکه مراد مولا از آن«اذا» در قضیّۀ شرطیّه دوّم، همان علیّت منحصره است. هرکدام از این قضیّه فی نفسه که ملاحظه بشود، یک اصاله الحقیقه دارد و لازمۀ اصاله الحقیقه این است که مراد، همان علیّت منحصره است. امّا وقتی این دو اصاله الحقیقه را کنار هم می گذاریم می بینیم این دو اصاله الحقیقه ها قابل جمع نیستند. نمی شود که مراد مولا از جملۀ اولی، علیّت منحصره باشد و مرادش از جملۀ ثانیه هم علیّت منحصره باشد و این جمله ها هیچ کدام هم ترجیح بر دیگری ندارند، لذا معارضه بین دو اصاله الحقیقه واقع می شود و ولو اینکه از اصاله الحقیقه تعبیر به اصل کرده اند، امّا اصاله الحقیقه باطنش و حقیقتش اماره است، نه اینکه یکی از اصول در مقابل امارات باشد، مثل اصاله الظهور است.

وقتی در باب حجیّت ظواهر به کلمۀ اصاله الظهور تکیه می کنید، به معنای این نیست که اصاله الظهور، یک اصل اوّلی است فی مقابل الاماره، بلکه اصاله الظهور یکی از امارات عقلاییّه ای است که شارع هم این اصاله الظهور را امضاء کرده. پس اصاله الحقیقه اماره است، ولو اینکه تعبیر به اصل می شود، امّا این اصل، اصل فی مقابل الاماره نیست، بلکه اصل به معنای قاعده، به معنای ضابطه و امثال ذلک است.

پس ما اینجا دو اصاله الحقیقه داریم، در حقیقت دو امارۀ متعارض داریم، قاعدۀ اوّلیه(که در رسائل و کفایه ملاحظه کرده اید) در تعارض امارتین، تساقط را اقتضاء می کند. آنجایی که هیچ مرجحی در کار نباشد ما باشیم و دو امارۀ متعارض، حتّی در باب خبر واحد اگر اخبار علاجیّه نبود روایاتی که در باب خبرین متعارضین وارد شده، وجود نداشت، روی قاعدۀ عقلی آنجا هم می بایست حکم به تساقط بکنیم، لذا این دو اصاله الحقیقه به عنوان دو امارۀ متعارض به ضمیمۀ قاعدۀ عقلیّه که در عبارتین متعارضتین، قاعده اقتضای تساقط می کند، این هردو ساقط می شود.

وقتی که هردو ساقط شد، معنایش این است که«اذا» در این دو قضیّۀ شرطیّه هیچ کدامش دلالت بر علیّت منحصره نمی کند. نه«اذا خفی الاذان فقصّر» دلالت بر علیّت منحصره دارد، نه«اذا خفی الجدران فقصّر» دلالت بر علیّت منحصره می کند. وقتی که دلالت بر علیّت منحصره اش از بین رفت، معنایش این می شود که«هاتان القضیّتان لیس لهما مفهوم»، برای اینکه مفهوم از علیّت منحصره

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه