سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 455

صفحه 455

تقریبات چهارگانه ای که در اصاله الاطلاق وجود داشت، با توجه به یک مقدمه ای که در ذهن شما هم هست که اگر یک دلیل مطلقی در رابطۀ با یکی از ابعاد اطلاقش تقیید خورد، معنایش این نیست که اطلاق این دلیل مطلق نسبت به سایر ابعادش ضربه خورده است مثلا اگر«لا تعتق الرقبه الکافره» در مقابل«اعتق الرقبه» آمد، معنایش این است که اطلاق«اعتق الرقبه» از نظر ایمان و کفر، ضربه خورده است، این مقید شده به«لا تعتق الرقبه الکافره» اما اطلاق«اعتق الرقبه» از نظر اینکه این رقبه از نژاد سفید باشد یا نژاد سیاه پوست باشد، به قوّت خودش باقی است. آیا این رقبه باید عدالت هم داشته باشد یا نداشته باشد؟ اطلاق به قوت خودش باقی است. این اطلاق در یک بعدش، ضربه خورده و مقیّد شده و آن مسألۀ ایمان و کفر است. «لا تعتق الرقبه الکافره» رقبۀ کافر را از اطلاق«اعتق الرقبه» بیرون کرد، اما سایر ابعاد اطلاقی«اعتق الرقبه» با نبود دلیل مقیّد در مقابل او، به قوّت خودش باقی است و ما می توانیم نسبت به آن ابعاد تمسک به اصاله اطلاق بکنیم.

این مسأله که روشن شد در ما نحن فیه این نتیجه را می دهد: ما گفتیم: بین دو اصاله الاطلاق یا چهارتا(در این جهت فرقی نمی کند) تعارض هست. لازمۀ تعارض بین دو اصاله الاطلاق که اقتضای تساقط می کند، این است که در رابطۀ با همان جهتی که ایجاد معارضه بین این دو اصاله الاطلاق کرده، تعارض و تساقط وجود دارد اما چیزی که از دائرۀ تعارض و سببیّت تعارض خارج است، هردو اصاله الاطلاق ها نسبت به او محفوظ است.

«اذا خفی الاذان فقصّر» دعوایش با قضیۀ دومی این است که«سواء خفی الجدران ام لم یخف الجدران» در این بعد، با دلیل دومی معارضه دارد. دلیل دوم هم اصاله الاطلاقش، معارضه می کند و می گوید: «خفاء الجدران سواء خفی الاذان ام لم یخف الاذان» در رابطۀ با خفاء اذان با دلیل اول، معارضه دارد و نتیجۀ تعارض دو اصاله الاطلاق، تساقط است. اما نسبت به یک امر سومی که نه در رابطۀ با خفاء اذان است و نه در رابطۀ با خفاء جدران است، چرا دست از این اصاله الاطلاق ها برداریم؟ اطلاق، ابعاد مختلفی دارد. همانطوری که تقیید اطلاق«اعتق الرقبه» به خصوص رقبۀ مؤمنه، ضربه ای به اطلاق«اعتق الرقبه» نسبت به سایر ابعاد ندارد، اینجا هم که شما تقیید کردید، تقیید در محدودۀ«خفاء الاذان و خفاء الجدران» است. اما اطلاقی که در«خفی الاذان» بود که خفاء جدران را نفی می کرد و هم مطلب سوم را، نسبت به آن مطلب سوم که معارض ندارد. اطلاق در «خفی الجدران» که هم خفاء اذان را نفی می کرد و هم شیء سوم را، نسبت به خفاء اذانش، مسألۀ معارضه در کار بود، اما نسبت به امر سوم، هیچ گونه تعارضی و چیزی که موجب سقوط و ضربه خوردن اطلاق باشد، وجود ندارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه