سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 461

صفحه 461

جریانش کجاست؟ ربما یقال: به اینکه تداخل مسبّبات جایش آنجایی است که دو قضیّۀ شرطیّه داریم یا دو حکم داریم، اصلا این دو حکم متعلق به دو عنوان است، لکن این دو عنوان در عالم امتثال و در عالم موافقت، قابل اجتماع است. می شود با یک عمل هردو را امتثال کرد و موافقت کرد مثل اینکه مولا دوتا دستور داده: «اکرم عالما» این یک دستور است(وجوب متعلق به اکرام عالم) و یک دستور دیگری داده که هیچ تردیدی نیست در اینکه آن دستور دیگر است و حکم دیگر است و آن این است که گفته: «اضف هاشمیا» یک سیدی را باید ضیافت کنی، ناهار و شام به او بدهی. آنجا، متعلق وجوب، اکرام عالم است. اینجا، متعلق وجوب، مهمانی کردن یک سید هاشمی است، بعد این عبد یک آدم زرنگی است، آدم دقیقی است، حسابهایش را می کند، می گوید: ما می توانیم هردو را یک کاسه کنیم به اینکه برویم یک سید عالم پیدا کنیم و اکرامش را هم به ضیافت انجام بدهیم و یک سید هاشمی عالم را دعوت به به نهار کرد اینجا هم عنوان«اکرم عالما» تحقق پیدا کرده، هم عنوان«اضف هاشمیا» تحقق پیدا کرده به عمل واحد و به فعل واحد.

بعضی گفته اند: مقصود از تداخل مسبّبات، یک چنین معنایی است و این محل اختلاف هم نیست چون مولا اکرام العالم می خواهد، «هذا اکرام العالم» مولا ضیافه الهاشمی و مهمانی کردن هاشمی می خواهد«هذه ضیافه الهاشمی» چه نقصی در این وجود دارد؟ اما ظاهرا مقصود از تداخل مسبّبات این معنا نیست. مقصود یک چیزی است که مرحوم آخوند در آخرین سطر از مسألۀ تداخل و عدم تداخل بصورت موجز بیان می کند. معنای تداخل مسبّبات عبارت از آن است که اگر جزاء در قضیّۀ شرطیه واحد است لکن در این جزای واحد دو خصوصیت دخالت دارد: یکی اینکه قابل تکرر و تعدد نیست و دیگر اینکه حکمش هم قابل تأکید نیست. یعنی اینطور نیست که احد الحکمین اصل حکم را بخواهد بیان کند و حکم دیگر تأکید را بیان بکند، مثلا در قتل«یمکن لقائل ان یقول» به اینکه آنجا تأکید در کار است. یعنی اگر کسی خدای ناکرده سب کرد رسول الله را، «یجب قتله»، اگر ارتداد هم پیدا کرد این وجوب قتل مشدّد و مؤکد می شود. این هم اسمش تداخل در مسبب نیست. باید آن جزاء حکمی باشد که علاوۀ بر اینکه قابل تعدد و تکرر نیست قابل تأکد هم نباشد، مراتب نداشته باشد، شدت و ضعفی در آن وجود نداشته باشد. مثل اینکه کسی بگوید: در باب بعضی از نجاسات خبثیه به لحاظ اینکه حکم شدیدتر دارد، انسان تأکید و تأکد را مطرح بکند اما بعضی از نجاسات خبثیه است که از نظر حکمی هم باهم فرق ندارند مثل مسألۀ دم و مسألۀ منی، به خلاف مسألۀ بول که یک حکم شدیدتری دارد. اگر دو تا دلیل اینجوری گفت: «ان اصاب ثوبک الدّم یجب غسله و ان اصاب ثوبک منیّ یجب غسله»، اینجا می دانیم که اگر دم اصابۀ به ثوب بکند یا منی اصابۀ به ثوب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه