سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 47

صفحه 47

اینطور بگوییم که روی مبنایی که ما طی کردیم واقعیت مسأله این است که اگر از یک محقق و مدققی سؤال کنند که«ما حکم الصلاه فی الدار المغصوبه؟» چه باید جواب بدهد؟ اگر از یک فقیه دقیقی پرسیدند که آیا نماز در دار غصبی واجب است یا حرام است یا هردو؟ جواب این سؤال این است که هیچ کدام، نه واجب است، نه حرام و نه واجب و حرام است برای اینکه آن که واجب است، عنوان صلاه است؛ کلمۀ«فی الدار المغصوبه» همراهش نیست و ما اطلاق را معنی کردیم گفتیم: معنای اطلاق«اقیموا الصلاه» این نیست که«سواء وقعت فی دار غصبیه ام فی غیر دار غصبیه» معنی اطلاق این است که«تمام المتعلق للحکم بالوجوب عباره عن نفس طبیعه الصلاه لیس الا». لذا صلاه در دار غصبی لیست بواجبه، محرم هم نیست؛ برای اینکه آن که محرم است غصب حرام است نه صلاه در دار غصبی که عنوان غصب و طبیعت غصب محکوم به حرمت است و اصاله الاطلاقی هم که در آنجا جریان پیدا می کند معنایش این است که«تمام المتعلق للحکم بالحرمه هو نفس طبیعه الغصب» نه «سواء وقع فی ضمن الصلاه ام فی غیر ضمن الصلاه» این«سواء وقع فی ضمن الصلاه» در معنی اطلاق هیچ نقشی ندارد و الا مسأله به اصاله العموم برگشت پیدا می کند. امر این طبیعت صلاه را به تنهایی متعلق امر قرار داده است، نهی هم طبیعت غصب را به تنهایی متعلق نهی قرار داده است.

پس اگر از شما سؤال کردند که«ما حکم الصلاه فی الدار المغصوبه، اهی واجبه او محرمه او هما معا؟» جواب این است که هیچ کدام. صلاه در دار غصبی نه در آیه ای و نه در روایتی متعلق حکمی از احکام به نام وجوب و حرمت واقع نشده است بلکه آنچه متعلق حکم واقع شده است، حکم وجوبی عبارت از صلاه است و آن هم که متعلق حکم به حرمت واقع شده است، عبارت از غصب است. «اما الصلاه فی الدار المغصوبه بهذا العنوان و بهذا القید لم یقع متعلقا لا للوجوب و لا للحرمه». اگر با دقت بخواهیم جواب این سؤال را بدهیم، جوابش عبارت از این معناست.

پس چطور قائل به امتناع اجتماع می گوید که اگر ما اجتماعی بشویم یلزم که صلاه در دار غصبی هم واجب باشد و هم حرام باشد؟ ما در جواب او می گوییم: ما بالاترش را برای شما ذکر می کنیم، ما اجتماعی هستیم و صلاه در دار غصبی را نه اینکه می گوییم: واجب و حرام هردو نیست بلکه واجب به تنهایی هم نمی تواند باشد و حرام به تنهایی هم نمی تواند باشد برای اینکه حرام، دلیل می خواهد و دلیل، «لا تغصب» است. واجب، دلیل می خواهد دلیل، «اقیموا الصلاه» است. کدام دلیل، صلاه در دار غصبی را متعلق حکمی از احکام شرعیه قرار داده؟ فقط صلاه و غصب، تصادقشان در خارج، یک چنین عنوانی را در خارج بوجود آورده است، اما این عنوان در هیچ دلیلی متعلق حکمی از وجوب یا حرمت قرار نگرفته است. پس این یعنی چه که اگر ما قائل به جواز اجتماع امر و نهی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه