سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 493

صفحه 493

تأسیسی بدون اینکه قید«مره ثانیه»، «متعددا» و امثال ذلک در کنارش وجود نداشته باشد؟ یعنی مولا بگوید: «توضأ» فرض کنید شرط هم در کار نیست، بعد هم بلافاصله بگوید: «توضأ» نگوید: «مره اخری و ثانیه» این قید را نگوید بلکه نفس همین«توضی» که ما از آن تعبیر به ماهیت می کنیم و شما به عنوان متعلق حکم، صرف الوجود از ماهیت توضیء را مأموربه قرار می دهید. آیا نفس این صرف الوجود من دون قید، من دون قرینه علی التعدد، می تواند متعلق دو حکم مستقل تأسیسی که هیچ گونه جنبۀ تأکید در آن مطرح نباشد قرار بگیرد؟ حالا قضیۀ شرطیه هم نداریم. مولا اول گفت:

«توضأ» بعد باز گفت: «توضأ»، نگفت: «مره اخری» آیا این«توضأ» دوم می تواند به عنوان یک حکم ثانوی تأسیسی مستقل متعلق بشود(به قول شما) به صرف الوجود از طبیعت وضو شود یا نه؟

بلا اشکال نمی شود و وقتی که نشد، جزا و اطلاق جزا در دو قضیۀ شرطیه می گوید: «اذا بلت فتوضأ» این هم می گوید: «اذا نمت فتوضأ» همانی را که در قضیۀ شرطیۀ اولی، متعلق حکم و مطلوب قرار داده، همان را در قضیۀ شرطیۀ ثانیه، مطلوب خودش و متعلق حکمش قرار داده، «و لا یعقل صرف الوجود» از طبیعت متعلق به حکم تأسیسی بشود. وقتی که لا یعقل، ظهور قضیۀ شرطیه در سببیت مستقل است. می گوید: «فی البین حکمان متعددان» ظهور جزا و اطلاق متعلق جزا می گوید:

«لا یکون المتعلق الا صرف الوجود و صرف الوجود لا یعقل ان یتعقل بحکمان تأسیسیان» شما به چه دلیلی ظهور اولی را بر ظهور دومی مقدم می دارید؟ بله اگر محرز بشود که«ان هنا حکمین مستقلین» وقتی به عقل بگویید: عقل می گوید: «یتکرر»، لکن اول این را ثابت بکنید بعد بروید از عقل بپرسید.

به عقل می گویید: مطلوب واحد است می گوید: «صرف الوجود لا یتکرر» می گویید: مطلوب متعدد است، می گوید: «صرف الوجود یتکرر»، اما اینکه در ما نحن فیه واحد است یا متعدد، این متوقف بر این است که ظهور شرط را بر ظهور اطلاق جزا مقدم بدارید. شما باید دلیل بر این تقدم را برای ما بیان بکنید، نه اینکه به ما بگویید: وقتی که قضیۀ شرطیۀ دوم آمد، موضوع حکم عقل از بین می رود.

عقل دوتا حکم بیشتر ندارد: «اذا کان المطلوب واحدا لا یتکرر اذا کان المطلوب متعددا یتکرر»، اما کجا واحد است و کجا متعدد؟ عقل می گوید: من چه می دانم کجا واحد است و کجا متعدد؟ شما از راه ظهور قضیۀ شرطیه در سببیت مستقله، مسألۀ تعدد مطلوب را درست کردید. می گوییم: بله اگر این معارض نمی داشت، حق با شما بود اما در مقابل این ظهور، یک ظهور دیگری هست، که آن ظهور دیگر، وحدت المطلوب را ثابت می کند و آن این است که«التوضیء» بدون قید و شرط زائد «سواء کان المراد به، هو الماهیه، ان صرف الوجود لا یعقل ان یتعلق بحکمان تأسیسیان.» پس ظهور اطلاق جزا جلوی تعدد را می گیرد، ظهور شرط، مثبت تعدد است، به چه دلیل ظهور شرط مقدم بر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه