سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 540

صفحه 540

نمی کند، چه متکلم بگوید: «اکرم رجلا عالما، اکرم انسانا عالما» و یا بگوید: «اکرم عالما» در هردو قضیه، روی یک جهت اضافی و وصفی که زائد بر عنوان ذات است، این متکلم تکیه کرده است.

آن وقت اگر کسی در«اکرم رجلا عالما» قائل به ثبوت مفهوم باشد: طبعا در«اکرم عالما» هم باید قائل به ثبوت مفهوم باشد، از این نظر بین این دو، نمی توانیم تفکیک کنیم و بگوییم چون آنجا موصوفش ذکر نشده است ولی اینجا ذکر شده، اینجا دارای مفهوم است؛ اما آنجا که موصوفش ذکر نشده است، دارای مفهوم نیست، این درست نیست. لذا می بینید که در این روایت نبویۀ معروفه«لیّ الواجد، یحلّ عقوبته و عرضه» یعنی اگر کسی مدیون و در عین حال واجد و متمکن از پرداختن دین است و هیچگونه مشکلی در ادای دین ندارد و مثلا دائن هم مطالبه می کند، لکن در عین حال این واجد تأخیر می اندازد، مسامحه و مماطله در اداء دینش می کند، این روایت نبویه می گوید که این تأخیر و مسامحه«یحل عقوبته و عرضه»، هم مؤاخذه کردن و هم هتک حیثیتش را تجویز می کند.

حالا در این روایت نبویه دارد«لیّ الواجد» دیگر«المدیون الواجد» ذکر نشده است، موصوف و صفت نیست، فقط صفت ذکر شده است«غیر معتمد علی الموصوف» اگر کسی قائل به ثبوت مفهوم باشد، باید از این عبارت استفاده کند که اگر مدیون غیر واجد و غیر متمکن از ادای دین است، اگر مسامحه و تأخیر بیاندازد، این«لا یحل عقوبته و عرضه» این مسامحه و تأخیر سبب نمی شود که او جواز مؤاخذه یا جواز هتک حیثیت پیدا کند. پس این روایت نبویه وصفش غیرمعتمد است. در عین حال اگر کسی قائل به ثبوت مفهوم برای قضیۀ وصفیه باشد، باید از این روایت هم مفهوم استفاده کند همان طوری که کثیری استفاده کردند از این روایت گفته اند«لیّ غیر الواجد» دیگر«لا یحل عقوبته و عرضه» این یک مقدمه در باب مفهوم وصف است.

مقدمۀ دوم در بیان نسبت بین صفت و موصوف

مقدمۀ دوم این است که وصف را وقتی که از نظر نسبت، با موصوف مقایسه کنیم حالات و نسبتهای مختلفی ممکن است بین صفت و موصوف تحقق داشته باشد، قدر متقین از قضیۀ وصفیه ای که در باب مفهوم محل نزاع است، مثال روشن و واضحش این است که اگر نسبت عموم و خصوص مطلق باشد آن هم به این کیفیت که وصف اخص مطلق از موصوف باشد مثل«اکرم رجلا عالما» که بین عنوان رجل و عنوان عالم یا«انسانا عالما» که مثال روشن تر باشد«اکرم انسانا عالما» بین عالم و انسان، عموم و خصوص مطلق است و عموم و خصوص مطلق بودنش هم به کیفیتی است که وصف اخص از موصوف است و موصوف اعم از وصف است و«انّ الانسان قد یکون عالما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه