سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 548

صفحه 548

تعلم» مربوط به«کلّ شیء» باشد. یعنی«کلّ شیء حتی تعلم انّه قذر» و به عبارت دیگر«کلّ شیء غیر معلوم القذاره طاهر» پس اینها تفصیل قائل شدند و فرموده اند: که اگر غایت، غایت حکم باشد، مفهوم دارد و اگر غایت، غایت موضوع باشد، مفهوم ندارد. حالا چرا؟ علتش را بعضی از تلامذۀ مرحوم آخوند مثل مرحوم محقق حائری موسس حوزه علمیه قم«اعلی الله مقامه الشریف» در کتاب(درر) که انصافا از کتابهای جالب در اصول است و خیلی هم سهل التناول است و اگر شاید آن را به جای بعضی از کتابهای درسی اصولی انتخاب می کردند یا می شد، شاید آسان تر و برای طلبه راحت تر بود. با قطع نظر از حاشیه ای که در دورۀ اخیر اصولشان ذکر کردند در متن درر کلام مرحوم محقق خراسانی را این طوری توجیه می کنند. می فرمایند: در رابطه با هیئت افعل که دلالت بر حکم و طلب می کند، به اصطلاح اینها، اگر ما در این رابطه، نظریۀ مرحوم محقق خراسانی را دربارۀ معانی حروف و ملحقات به حروف که هیئات هم از ملحقات به حروف هستند، بپذیریم که ایشان می فرمایند که پذیرفتیم و آن این است که بگوییم مفاد هیئت یک معنای کلی همان طوری که«من و ابتدا» در کلیت معنا فرقی ندارند، فقط فارقشان موارد استعمال و ظرف استعمالشان است و الا وضع و موضوع له و مستعمل فیه آنها، همه کلی است. در باب هیئت هم که دارای معنای حرفی است، مفادش عبارت از کلی طلب و طبیعه طلب و ماهیت«طلب الوجود» است.

ایشان می فرمایند: اگر این نظریه را اختیار کردیم که کردیم، اگر کلی طلب را مغیای به یک غایت کردند، گفتند: «اکرم زیدا الی الغروب» مطلوبیت اکرام زید«الی الغروب» ادامه دارد که«الی الغروب» قید اکرم و غایت برای حکم باشد، ایشان می فرمایند، اینجا دیگر چاره ای نیست جز این که ما مفهوم را ملتزم شویم.

برای این که وقتی می گویند، طبیعه طلب و کلی طلب تا مرز این غایت تحقق دارد، اگر بعدش هم بخواهد تحقق داشته باشد پس«هذه الغایه» چه شأنی برای آن هست؟ چه فایده ای برای این غایت جز گمراه کردن مطرح است؟

شما که می گویید این مغیا کردن حکم به غایت، معنایش این نیست که بعد از این غایت، حکمی نیست، این با مغیا بودن حکم سازگار نیست، نفس این که خود حکم مغیای به غایت است معنایش این است که حکم تا مرز غایت ثابت است و معنای ثبوت حکم تا مرز غایت این است که«بعد الغایه» دیگر نیست. چه نیست؟ همان که قبل بود، آن که قبل بود کلی طلب بود، ماهیت طلب بود، چون معنای هیئت یک معنای کلی و عام است، کلی طلب تا مرز غایت تحقق دارد. پس معنایش این است که«بعد الغایه» دیگر معنا ندارد کلی طلب وجود داشته باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه