سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 574

صفحه 574

«الحیوان الناطق الموجود المتخصص بخصوصیات زیدیه» این معنای زید است.

اینجا اشتباه نشود زید به دلالت تضمنیه دلالت بر انسان می کند، اما بحث در انسان است نه در زید، انسان به چه دلالتی می تواند دلالت بر زید داشته باشد؟ آیا به دلالت مطابقیه، یا به دلالت تضمن؟ مگر زید جزء انسان است؟ انسان جزء زید است، نه زید جزء انسان. یا دلالت التزام کدام یک از این دلالتها می تواند در اینجا مطرح باشد؟ هیچ نوع دلالتی نیست. لذا انسان از همان محدودۀ خودش هیچ تجاوز نمی کند، بلکه بالاتر، گفتیم خصوصیات فردیه که خارج از دائرۀ مدلول لفظ انسان است، خود اصل وجود هم خارج از دائرۀ لفظ انسان است. لذا شما می گویید: «ماهیه الانسان قد تکون موجوده، قد تکون معدومه» و در آن تعبیری که قبلا بحث کردیم و مرحوم آخوند(ره) یک برداشت ناتمامی از این تعبیر فلاسفه کرده بودند که«الماهیه من حیث هی، لیست الا هی، لا موجوده و لا معدومه، لا مطلوبه و لا غیر مطلوبه» آنجا ذکر کردیم که مقصود این است که وجود و عدم به عنوان حمل اولی در رابطۀ با ماهیت هیچ نقشی ندارد.

یعنی وقتی که شما ماهیت انسان را معنا می کنید کلمۀ وجود را در رابطۀ با ماهیت انسان نمی آورید؛ نمی گویید: «الحیوان الناطق الموجود» کلمۀ معدوم را هم نمی آورید و نمی گویید:

«الحیوان الناطق المعدوم» لذا ما می توانیم بگوییم که ماهیت انسان در عالم ماهیت یعنی در مقام حمل اولی ذاتی و به عبارت دیگر در مقام بیان اجزای تشکیل دهنده ماهیت، نه پای وجود مطرح است و نه پای عدم، هیچکدام. ماهیت انسان در عالم ماهیتش«لیست بموجوده» وجود نقشی ندارد.

«کما انّها لیست بمعدومه» عدم هم در ماهیت انسان نقشی ندارد. آن که در ماهیت انسان نقش دارد فقط عبارت از جنسش به نام حیوان و فصلش به نام ناطق است. لذا این جهت را در مباحث مختلف مفصلا به آن پرداختیم و برداشت مرحوم آخوند را اگر نظرتان باشد آنجا تختطئه کردیم.

الفاظ دال بر عموم

حالا که این معنا درست شد، زمینۀ نیاز به الفاظ دالّۀ بر عموم مطرح می شود، به این کیفیت که یک وقت شارع و حاکم، آن که می خواهد یک حکم و قانونی را جعل کند، نظرش روی طبیعت و ماهیت است. می گوید«احلّ الله البیع» بنابراین که«الف و لام» مفرد در این، دلالت بر عموم نکند، بلکه دلالت بر همان جنس و ماهیت داشته باشد. شارع در این جا حکم را برده است بر روی طبیعت «طبیعه البیع، ماهیه البیع، یکون محکوما بالحلیه» که مقصود از حلیت همان حلیت وضعیه به معنی نفوذ و به معنی صحت است. اما گاهی از اوقات این طور است که آن حاکم و جاعل حکم، نظارت به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه