سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 578

صفحه 578

ظهور عبارت است از این که تعریف فی نفسه، ظهور در تعریف حقیقی دارد و تعریف غیرحقیقی و لفظی، نیاز به یک قرینه و مؤونۀ زائده دارد، اما اگر ما باشیم و ظاهر تعریف، این طور نیست که بنشینیم و بگوییم«التعریف علی قسمین: قسم یکون حقیقی و قسم یکون ظاهریا» و باید دلیل قائم شود بر این که تعریف آیا از قبیل اول است یا از قبیل دوم؟ نه، تعریف ظهور در تعریف حقیقی دارد و این فرمایش مرحوم آخوند نمی تواند این ظهور را از بین ببرد و در مقابل این ظهور مقاومتی داشته باشد؛ لذا ظهور تعریف در تعریف حقیقی در حقیقت کلام مرحوم آخوند را از بین می برد. این اشکال از ایشان عجیب است با این که ما هم قبول داریم که تعریف ظهور در تعریف حقیقی دارد، اما این قرینه مهمه ای که مرحوم آخوند اقامه کرده اند آیا در مقابل این ظهور نمی تواند بایستد و این ظهور را از ظهور خودش منصرف کند؟

ایشان می فرمایند: شما که مسأله مانعیت و جامعیت این تعاریف را مورد اشکال قرار می دهید، می گویید«فلان تعریف لا یکون جامعا» می پرسیم چرا؟ می گویید: برای این که فلان فرد را شامل نمی شود، از شما سؤال می شود که شما مسلم می دانید که فلان فرد را شامل نمی شود یا تردید دارید در این که آن فرد، فردیت دارد تا این که عدم شمول تعریف موجب اشکال به تعریف نباشد؟ لابد باید شما ادعا کنید که ما یقین داریم که«انّ هذا فرد لا یشمله التعریف» اگر یقین دارید که«انّ هذا فرد لا یشمله التعریف» آیا در مقابل یقین، دیگر کسی می تواند بایستد و بگوید ظهور تعریف را در تعریف حقیقی را چکار کنیم؟ ما یقین به خلاف به این معنا داریم شما در«رأیت اسدا یرمی» علت این که اسد را حمل بر رجل شجاع می کنید، این است که می گویید یرمی از نظر دلالت روشن تر از دلالت اسد بر معنای حقیقی خودش هست، اما در عین حال یقین هم ندارید، ممکن است که مقصود از یرمی، رمیی باشد که با اسد حقیقی هم مناسبت داشته باشد، یعنی اسد را قرینه بر تصرف بر یرمی قرار دهید نه یرمی را قرینه بر تصرف در اسد، اما می گویید چون یرمی، در دلالت بر معنای خودش ظاهرتر است، لذا ما این را قرینه بر تصرف در لفظ و معنای اسد قرار می دهیم.

اگر در«رأیت اسدا یرمی» مسأله این طور است در ما نحن فیه که مسأله قوی تر و محکم تر است برای این که می گوییم ما یقین داریم که«هذا فرد لا یشمله التعریف» وقتی که یقین داریم که«هذا فرد لا یشمله التعریف» یعنی یقین داریم که«العام له معنی و هذا فرد لذلک المعنی» اما فلان تعریف فلان اصولی شامل این فرد نمی شود. وقتی شما چنین یقینی را دارید کسی می تواند در مقابل شما بایستد و بگوید آقا ظهور تعریف در تعریف حقیقی را ما چه کار کنیم؟ ظهور تعریف در تعریف حقیقی در جایی است که دلیل برخلاف نباشد و ما اینجا دلیل قطعی برخلافش داریم و یقین داریم به این که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه