سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 586

صفحه 586

عبارت از این است که مولای آمر اولا در مقام بیان باشد، یعنی بیان تمام آن چیزی که دخالت در متعلق و موضوع حکم دارد، نه این که در مقام اهمال و اجمال، فعلا یک«اقیموا الصلاه» می خواهد بگوید، به نحو ابهام و اجمال حکمی را بیان کند تا بعد بیاید«اقیموا الصلاه» را توضیح دهد و نماز را برای ما مشخص کند، اولین مقدمۀ حکمت این است که مولا در مقام بیان باشد که حالا نمی خواهیم این معنا را اثبات کنیم؛ اینها در بحث مطلق و مقید باید حدود و ثغور مقدمات روشن شود.

مقدمات حکمت در حجیت مطلق

دومش این است که قرینه ای بر تقیید در کلام مولا متصلا یا اعم از متصل و منفصل ذکر نشده باشد. مقدمۀ سوم هم که در مقدمیتش اشکال و اختلاف است، این است که قدر متیقن در مقام تخاطب وجود نداشته باشد، ما کاری نداریم به این که مقدمات حکمت چندتا است، آنچه که ما می خواهیم رویش تکیه کنیم، این است که وقتی که می خواهیم به اطلاق«احل الله البیع» تمسک کنیم، می گویند: صبر کن، بررسی کن ببین مقدمات حکمت هست یا نه؟ مقدمات حکمت همان طوری که از کلمۀ حکمت استفاده می شود یعنی مولای حکیم، اگر گفت: «اعتق الرقبه» و در مقام بیان بود و هیچ قرینه ای بر تقیید رقبه به ایمان، لا متصلا و لا منفصلا اقامه نکرد و قدر متیقن در مقام تخاطب هم وجود نداشت، آن وقت می فهمیم که مقصودش مطلق رقبه است از راه حکمت، از راه مقدمات حکمت، اطلاق را استفاده می کنیم.

مقدمات حکمت یک مسألۀ عقلی است عقل می گوید: حکیم علی الاطلاق یا مطلق الحکیم، مولایی که حکیم است متوجه است، عاقل است، آشنای به وضع قانون هست. اگر در مقام بیان این است که این قانون را با حدود و ثغورش و با جمیع خصوصیاتش بیان کند و هیچگونه قرینه ای ذکر نمی کند، حتی قرینۀ حالیه هم وجود ندارد، مع ذلک قانونی که جعل می کند: می گوید: «اعتق الرقبه» ما از این استفاده می کنیم که حکم اطلاق دارد، پس آن چیزی که ما را به اطلاق راهنمایی می کند، مقدمات حکمت است و مقدمات حکمت روی مبنای حکیم بودن آمر و حاکم پایه گذاری شده و چیزی که از این راه بخواهد برای ما ثابت شود، دیگر چطور می توانیم این قصه را به واضع مربوط کنیم؟

هیچ فرقی بین«اقیموا الصلاه» ی که در مقام بیان باشد«اقیموا الصلاه» اگر در مقام بیان باشد و «اقیموا الصلاه» ی که در مقام بیان نباشد، از نظر دلالت لفظی چه فرقی بین اینها وجود دارد، مثلا همین«احل الله البیع» ی که در باب معاملات مطرح است حالا اگر یک فقیهی معتقد شد که این«احل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه