سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 592

صفحه 592

زید معدوم نمی شود، چیزی که با وجود زید وجود پیدا می کند این لا محاله با عدم زید هم معدوم می شود، منتهی مانعی ندارد که طبیعت در آن واحد هم وجود داشته باشد و هم معدوم باشد، چرا؟ فرض کنید شش میلیارد انسان در روی زمین وجود دارد، آیا امکان نداشت که به جای این شش میلیارد، ده میلیارد انسان وجود داشته باشد، این که دلیلی برخلاف این نیست، پس ما می توانیم بگوییم: الان شش میلیارد انسان وجود دارد و ده میلیارد وجود ندارد، پس در نتیجه انسان هم وجود دارد و هم وجود ندارد، وجودش در قالب شش میلیارد انسان است، عدمش در قالب ده میلیارد انسان است.

لذا اگر طبیعتی دو فرد داشته باشد، یکی موجود و یکی معدوم، همین طبیعت هم«موجوده و هم معدومه، موجوده بوجود احد الفردین و معدومه بعدم فرد آخر» و این که شما شنیدید که متضادان و متناقضان اجتماع پیدا نمی کنند یعنی در وجود واحد قابل اجتماع نیستند و الا اگر معروض متضادان و متناقضان را ماهیت قرار دهید، ما از شما سؤال می کنیم که ماهیت جسم معروض برای بیاض است یا معروض برای سواد؟ شما می گویید: برای هردو. برای این که ما هم جسم ابیض داریم و هم جسم اسود، پس اگر سواد و بیاض را در رابطۀ با ماهیت جسم ملاحظه کنیم، نمی توانیم بگوییم: ماهیت جسم معروض برای این دو نیست، برای این که در خارج جسمهای موجود معروض بیاض داریم و جسمهای موجود دیگری که معروض سواد هستند داریم، پس این که می گوییم: بیاض و سواد متضاد هستند یعنی در وجود خارجی یعنی در یک وجود امکان ندارد که سواد و بیاض مجتمع شوند «هذا الجسم المتعین الموجود فی الخارج» این لا یعقل این که هم معروض بیاض باشد و هم معروض سواد.

اما اگر به جای«هذا الجسم» موضوع را عبارت از ماهیت جسم قرار دهید آیا می توانید بگویید:

ماهیت جسم نمی تواند معروض بیاض و سؤال هردو باشد، ما خارجا به چشم می بینیم که در آن واحد بعضی از اجسام معروض بیاض هستند و بعضی از اجسام دیگر در همان حال معروض سواد.

پس عنوان ماهیت جسم در آن واحد هم معروض بیاض واقع می شود، به لحاظ«بعض افرادها» و هم معروض سواد واقع می شود به لحاظ بعض افراد. وقتی که در بیاض و سواد و امثال ذلک مسأله این طور است، در رابطۀ با وجود و عدم چرا شما این حرف را نمی زنید؟ ماهیت الانسان در آن واحد هم «موجوده و هم معدومه، موجوده به لحاظ افراد موجوده و معدومه به لحاظ افراد معدومه» اگر مسأله این طور شد چرا می گویید: «الماهیه لا تنعدم الا بانعدام جمیع افرادها» نه«الماهیه تنعدم بانعدام ما هو وجود لتلک الماهیه» زید وجود ماهیت است«بوجوده یوجد طبیعه الانسان و بانعدامه ینعدم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه