سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 7 صفحه 601

صفحه 601

از طرف دیگر این اقسام به لحاظ تعلّق حکم و با توجّه به تعلّق حکم باشد، می فرمایند: منافات ندارد، امّا چرا منافات ندارد؟ علّتی برای عدم منافات ذکر نمی کنند. واقعیّت مسأله چیست؟ واقعیّت مسأله این است که ما آن راه دوّم و طریق دوّم را اختیار کنیم، چرا؟ برای این که ما قبل از این که به اقسام برسیم، اوّل خوب است خود مقسم را مطرح کنیم، یعنی نفس دلالت بر عموم، حالا چه عمومی هست و چه قسمی از عام هست؟ کاری نداریم، ما کأنّ از مرحوم آخوند(قدس سره) سؤال می کنیم که آیا مقسم که عبارت از نفس عموم است، آیا عموم در دلالت بر مفاد خودش و در افادۀ معنای خودش، نیاز به تعلق حکم دارد که اگر حکمی وجود نداشته باشد، اصلا عموم هم مفهوم و معنایی ندارد و به عبارت دیگر، در عالم تصوّر که مفردات را تصوّر می کنیم و معانی مفردات را بررّسی می کنیم، سؤال این است که آیا آن خصوصیّتی دارد و با مطلق در این جهت فرق می کند؟ چون در باب مطلق هیچ جای تردید نیست که کلمۀ انسان«یدلّ علی ماهیّه الانسان، یدلّ علی طبیعه الانسان» و دلالتش بر طبیعت متوقّف بر این نیست که حکمی وجود داشته باشد، شما که در«اعتق رقبه» اجرای اطلاق در الرقبه می کنید، آیا این اجرای اطلاق در الرقبه به لحاظ این است که وجوب عتق به آن تعلّق گرفته، حکمی در کار است؟ یا این که نه، الرقبه خودش یک معنایی است که ظهور در ماهیّت مطلقۀ رقبه دارد و هیچ گونه قیدی، زائد بر ماهیّت رقبه در معنی رقبه وجود ندارد.

جواب استاد از اشکال مرحوم آخوند«ره» بر تقسیم عام

ظاهر این است که در باب عموم هم مسأله این طور است، یعنی اگر بخواهیم، عمومی را استفاده کنیم، این توقّف ندارد بر این که یک اکرامی وجود داشته باشد، یک حکم انشائی ایجاب و نهیی در کار باشد تا ما عموم را استفاده کنیم، مخصوصا مسأله عام از مسأله مطلق روشن تر هم هست، برای این که این دلالتش، دلالت لفظی وضعی است، هیچ ارتباطی و توقفی بر مقدّمات حکمت ندارد. اگر کسی از این در وارد شد و گفت: «کلّ عالم»، این معنایش چیست؟ همین را سؤال کرد، گفت: «کلّ عالم ما هو معناه» ما نمی توانیم بگوییم: «کلّ عالم» افادۀ عموم می کند در عالم تصوّر، یا باید از او سؤال کنیم که این«کلّ عالم» متعلق چه حکمی قرار گرفته؟ پیداست وجدانا در جواب از این سؤال ما هیچ فکر نمی کنیم که چه حکمی در کار است؟ همان طوری که از ما سؤال کنند از یک لغتی، ما جواب آن را می دهیم و معنایش را ذکر می کنیم، اگر از ما سؤال کردند که«ما معنی کلّ عالم؟»، در اصل دلالت بر عموم، ما دیگر هیچ گونه تردیدی نداریم و از آن شخص سؤال نمی کنیم که«کلّ عالم» متعلّق چه حکمی قرار گرفته، آیا اکرم است، اضف است یا مثلا: احکام دیگر، سؤال از این معنی هیچ ضرورتی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه