سیری کامل در اصول فقه : دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 8 صفحه 21

صفحه 21

مقصودش کل رجل احتمال می دهیم که مقصودش از رجل خصوص رجل عالم باشد و استیعاب افراد در محدودۀ رجل عالم باشد. این اطلاق و مقدمات حکمت است که به فریاد ما می رسد و می گوید: مگر مولا در مقام بیان نبوده است ؟ می گوییم: چرا، مگر قیدی مولا اضافه کرده است ؟ می گوید: نه، می گوییم قدر متیقن در مقام تخاطبی وجود داشته ؟ می گوید: نه، می گوید: حالا که این طور است، پس مقصود مولا از رجل«طبیعه الرجل» است«مطلق الرجل» است، بدون این که هیچ نوع تقیید به علم دخالت در موضوعیت داشته باشد.

خلاصۀ پاسخ از این محقق عظیم الشأن این است که بگوییم: ما کبرای مسأله ای که شما عنوان کردید قبول داریم که اگر یک چیزی را مولا موضوع قرار داد برای او اصالت و خصوصیت قائل است، برای آن عنوانیت قائل است. اما در«اکرم کل رجل» که مردد بین طبیعت رجل و خصوص رجل عالم است، صغرای قضیه روشن نیست، نمی دانیم که«ما الذی جعله المولی» موضوعا چه چیزی را مولا موضوع برای حکم خودش قرار داده است ؟ اگر می گفت: «اکرم زیدا» زید دیگر در حقیقت قابل تقیید نیست، تقیید در شخصیات وجود ندارد، حالا ولو این که امکان هم دارد به لحاظ حالات و اوصاف، تقیید جریان داشته باشد.

اما اگر ما شک ما در رابطۀ با حالات نباشد، تا می گوید: «اکرم زیدا» ما می فهمیم برای زید اصالت قائل است عمرو و بکر و خالد دیگر هیچ نقشی در مسألۀ اکرام و وجوب اکرام نمی توانند داشته باشند. اما در تقیید طبیعت به عالم و عدم تقییدش که ما به حسب واقع احتمال می دهیم که موضوع «اکرم کلّ رجل عالم» باشد، از چه راهی استفاده کنیم که این عالمیت نقش ندارد؟ اگر مقدمات حکمت جریان پیدا نکند، اگر پای اطلاق و مقدمات حکمت نباشد، همان طوری که شما در«اعتق الرقبه» اگر مقدمات حکمت جاری نشود نمی توانید عدم مدخلیت قید ایمان را ثابت کنید. اینجا هم اگر مقدمات حکمت جریان پیدا نکند، نمی تواند عدم مدخلیت قید عالمیت را شما احراز کنید.

لذا بیان ایشان(با این که من بیشتر از خود ایشان توضیح دادم) اما نمی تواند این اشکال را حل کند. و اشکال هم اشکال مهمی هست که ما بخواهیم این قدر مسألۀ عام را وصل به مسألۀ مطلق کنیم که هیچ کجا الفاظ عموم خودشان نقشی نداشته باشند، قبل از آنها باید اطلاق و مقدمات حکمت بساطش را پهن کند، اطلاقی را در مدخول ثابت کند، بعد نوبت به جریان الفاظ عموم برسد. البته مانع عقلی ندارد، لکن خیلی مستبعد است با استقلالی که مسألۀ عام نسبت به مسألۀ مطلق دارد و هر کدام یک مقصد مستقلی از مقاصد علم اصول شناخته می شوند. لکن در اینجا بیانی سید الاستاذ الاعظم الامام(قدس سره الشریف) برای حل این اشکال دارند که بیان ایشان بیان جالبی به نظر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه