سیری کامل در اصول فقه : دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 8 صفحه 28

صفحه 28

است.

وقتی این مسأله را شما در این مورد و در این تعرض تفصیلی نسبت به افراد پذیرفتید، آن وقت ایشان می فرمایند: (که البته این توضیح من بود این افراد را به این کیفیت) ایشان می فرمایند: که در «اکرم کلّ رجل» هم مسأله همین است. «اکرم کلّ رجل» متعرض افراد است. افراد را دارد تعرض می کند، کاری به طبیعت ندارد که مسألۀ اطلاق و تقیید پیش بیاید. می گوییم: ما احتمال می دهیم که مقصود از رجل، رجل عالم باشد، همان طوری که قبلا ذکر کردیم که اگر مولا به جای«اکرم کلّ رجل» بگوید: «اکرم کلّ رجل عالم» در هیچ چیزی مجازیت تحقق پیدا نشده نه در کلمۀ کل مجازیتی تحقق پیدا کرده و نه در کلمۀ رجل تجوز و تسامحی به وجود آمده، نه در کلمۀ عالم تجوز و تسامحی.

لکن در عین حال فرض این است که مولا گفته است: «اکرم کلّ عالم» مکلف هم احتمال می دهد که نظر واقعی مولا رجل عالم باشد، می گوییم مولا که صحبتی از علم به میان نیاورده است، رافع شک همان«اصاله عدم الخطاء و الاشتباه» است می گوییم: «لو کان مقصود مولا اکرام کلّ رجل عالم و مع ذلک» ذکری از علم به میان نیاورده، با توجه به این که مسأله، مسألۀ طبیعت نیست، بلکه مسألۀ افراد و مصادیق طبیعت است، پس«لا محاله» باید بگوییم: از مولا یک اشتباهی صادر شده است، یک خطایی از او تحقق پیدا کرده است.

«اصاله عدم الخطاء» حکم می کند به این که نه حمل کنید کلام مولا را بر این که هیچ چیزی از آن فوت نشده است. مثل همان«اصاله عدم نقیصه ای» که شما در روایات اجرا می کنید، بعضی از روایات را انسان به آن برخورد می کند احتمال می دهد که یک کمبودی در آن وجود داشته باشد.

«اصاله عدم نقیصه» و همین طور«اصاله عدم زیاده» برای این که نقیصه یا زیاده هردو در رابطۀ با خطاء و اشتباه است، راوی باید خطاء و اشتباه کند که یا یک مقدار کم کند یا یک مقدار زیاد«اصاله عدم نقیصه و اصاله عدم زیاده» این از شئون همین«اصاله عدم الخطاء و الاشتباه» است.

لذا اگر مولا گفت: «اکرم کلّ رجل» ما استیعاب افراد تمامی رجل«من دون فرق بین العالم و غیره» را استفاده می کنیم بدون این که مسأله هیچگونه ارتباطی به مقدمات حکمت و جریان اطلاق داشته باشد، چون مرحوم آخوند در کتاب کفایه در ضمن بحث بعدی که نکرۀ در سیاق نفی باشد، آنجا هم این اشکالی را که در باب الفاظ عموم مطرح کردیم، ایشان مطرح می کند. بعد از آنجا می آید سراغ لفظ کل اینهایی که به دلالت وضعی لفظی دلالت بر عموم می کنند، ایشان می فرمایند: بعید نیست که در مثل لفظ کل وقتی مولا می گوید: «اکرم کلّ رجل» ما حکم کنیم به این که خودش ظهور در اطلاق دارد، خودش ظهور در این دارد که علم و سایر خصوصیات دخالت ندارد، نه این که نیازی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه