سیری کامل در اصول فقه : دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 8 صفحه 31

صفحه 31

معنای«طلب ترک الطبیعه» است که در باب نواهی ما این مسأله را بحث کردیم که آیا نهی و مدلول هیأت«لا تفعل» طلب متعلق به ترک طبیعت است ؟ «افعل و لا تفعل» در اصل طلب مشترکند. افعل به ایجاد طبیعت، و طلب آن و نهی به ترک طبیعت و عدم آن متعلق است که مرحوم آخوند این معنا را اختیار فرمودند. یا این که اصلا نهی حقیقتش عبارت از زجر و امر حقیقتش عبارت از بعث است، لیکن بعث و زجر هردو به وجود طبیعت متعلق است، در هیأت افعل«یبعث المولی عبده الی ایجاد الطبیعه» و در نواهی«یزجر المولا عبده عن ایجاد الطبیعه».

هردو در وجود طبیعت مشترکند، منتهی آن بعث به ایجاد است(بعث اعتباری) و این زجر از ایجاد و جلوگیری از ایجاد است. منتهی زجر اعتباری در مقابل بعث و زجر تکوینی که توضیحش را در باب اوامر و نواهی عرض کردیم. اینهایی که مثل مرحوم آخوند در باب نواهی عدم طبیعت و ترک طبیعت را مطرح می کنند و می گویند: مطلوب مولا ترک طبیعت است، اینها همین حرف، نکرۀ در سیاق نفی را در باب نواهی هم مطرح می کنند. می گویند: وقتی که مولا می گوید: «لا تشرب الخمر» یعنی«اطلب منک ترک شرب الخمر» و ترک شرب خمر در صورتی تحقق پیدا می کند که همۀ مصادیق شرب خمر ترک شود، همۀ مصادیق طبیعت ترک شود. به عبارت روشن تر همان دلیلی را که در اینجا مرحوم آخوند برای دلالت بر عموم در نکرۀ در سیاق نفی ذکر می کنند، عینا همان چیزی است که در باب نواهی هم ذکر می کردند، آن قاعدۀ عقلیه ای که قبلا هم اشاره کردیم عین همین قاعدۀ عقلیه را هم در اینجا و هم در باب نواهی ذکر کردند و آن این است که«الطبیعه لا تنعدم الا بانعدام جمیع افرادها» اما در ناحیۀ وجود، وجود یک طبیعت در تحقق و حصول طبیعت کفایت می کند.

پس در حقیقت روی این مبنا کأن مسأله مشترک است. نکره، اسم جنس چه واقع در سیاق نفی باشد و چه متعلق نهی قرار گیرد روی این مبنایی که مرحوم آخوند ذکر کردند، لیکن حالا ما روی همین عنوان، به عنوان مثال همین نکرۀ در سیاق نفی را مطرح می کنیم، اما دائرۀ بحث عمومیت دارد.

در اینجا در مثل«لیس رجل فی الدار» بین ما و همۀ آنهایی که می گویند: این دلالت بر عموم دارد، در حقیقت قائلین به اثبات دلالت بر عموم و قائلین به نفی دلالت بر عموم یک جهت مشترک وجود دارد و آن جهت مشترک این است که پای دلالت لفظی در آنجا مطرح نیست، به خلاف لفظ کل و اشباه لفظ کل که آنجا مسأله استناد به وضع و واضع و دلالت لفظی داشت، اما در نکرۀ در سیاق نفی همه قبول دارند که مسأله ای به نام وضع وجود ندارد و نمی شود اصلا وضع را در اینجا مطرح کنیم، برای این که چه چیز می خواهد دلالت بر عموم کند، در«لیس رجل فی الدار» اگر بخواهد یک چیزی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه