سیری کامل در اصول فقه : دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 8 صفحه 479

صفحه 479

متحد باشند؛ طبع قصه این است که اگر کسی در رابطۀ با موضوع واحد می خواهد چند حکم مختلف را بیان کند، روی جریان طبیعی و روی تکلم به نحو متعارف می خواهد روی عنوان علماء سه وظیفه را ثابت کند و سه حکم را بار بکند، قاعدتا اینطوری است که نمی گوید: «اکرم العلماء و سلّم علی العلماء و اضف العلماء الا الفساق منهم.» این نوع تعبیر، خلاف تعبیر متعارف است و نیازی به این نحو تعبیر وجود ندارد.

اصولا حکمت وضع ضمایر این است که ما را از تکرار اسم ظاهر بی نیاز بکند. این آدم وقتی که اینطوری تعبیر می کند و می گوید: «اکرم العلماء و سلّم علیهم و اضفهم» بعد هم در رابطه با مستثنی می گوید: «الا الفساق منهم» آیا از نظر فهم عرفی با قطع نظر از آن جنبۀ ادبی مسأله که جنبه ادبی اقتضا می کند که مرجع ضمیر حتما باید اسم ظاهر باشد، اینطوری نیست که اگر ضمائر متعددی پشت سر هم ذکر شد، ضمیر اولی به اسم ظاهر برمی گردد و ضمیر دوم به ضمیر اول برمی گردد، ضمیر سوم به ضمیر دوم برمی گردد، «ما سمعنا بهذا» در موقعی که ادبیات را می خواندیم، چنین چیزی اصلا مطرح نبوده است و این برخلاف وضع ضمایر است و ضمیر همیشه باید به اسم ظاهر برگردد. وقتی که می گوید: «اکرم العلماء» و به دنبال آن می گوید: «و سلّم علیهم» این ضمیر به علمای در جمله اولی برمی گردد. وقتی هم در جمله سوم می گوید: «و اضفهم» آن ضمیر هم به همین علمای در جمله اولی برمی گردد.

وقتی که در این دو جمله، مسأله به این کیفیت شد، آیا نوبت که به استثنا و مستثنی می رسد و فرض این است که مستثنی هم مشتمل بر ضمیر است و می گوید: «الا الفساق منهم» آیا این ضمیر با آن دو ضمیری که در جمله دوم و سوم مستثنی منه ذکر شده است فرقی می کند؟ یا اینکه همان طوری که آن دو ضمیر به علمای در جمله اولی برمی گردد، این ضمیر که در مستثنی واقع شده است هم به علما برمی گردد، به طوری که اگر این معنا نبود، شاید هیچ کس در این مسأله ای که ما داریم در آن بحث می کنیم، قائل به این معنا نشده است که استثنا تنها به جملۀ اولی برمی گردد. اگر این مسأله نبود، لعل ما قائل به این می شدیم که«الا الفساق منهم» تنها در رابطه با جمله اولی است که عبارت از«اکرم العلماء» باشد لکن با توجه به اینکه احدی قائل به این معنا نشده است، ما توسعه می دهیم و می گوییم: هم به جملۀ اولی برمی گردد و هم به جملۀ ثانیه برمی گردد. اما اینکه اختصاص به جملۀ سوم داشته باشد با اینکه جملۀ سوم خودش مشتمل بر ضمیر است و استثنا هم اشتمال بر ضمیر دارد این یک مطلبی است که کسی نمی تواند ملتزم به آن بشود.

لذا اگر عقد الوضع در جملات مستثنی منه واحد شد و عقد الحمل متعدد شد، طبع قصه اقتضا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه