سیری کامل در اصول فقه : دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 8 صفحه 553

صفحه 553

یا مخصّصاتی«بعد وقت العمل بالعام» وجود دارد یا ندارد؟ اگر مخصّصی یا مخصّصاتی بعد از وقت العمل بالعام پیدا کردیم، کشف کنیم که این عام«لم یرد لبیان الحکم الواقعی» اما اگر مخصّص یا مخصّصاتی بعد الوقت العمل پیدا نکردیم، می فهمیم که«هذا العام کان واردا فی مقام الحکم الواقعی» این مستشکل می گوید: تالی فاسدش این است که همۀ مشکلی که در اصل اشکال مطرح بود، این بود که تأخیر بیان از وقت حاجت قبیح است. چرا تأخیر بیان از وقت حاجت قبیح است ؟ برای این که اغرای به جهل است چون مولی مثلا امروز گفت: «اکرم العلماء یوم الجمعه»، لکن قبل از یوم الجمعه زید را خارج نکرد، درحالی که اراده جدّی او به اکرام غیرزید متعلق شده بود. پس نتیجه این می شود که روز جمعه که پیش می آید این مکلّف ضمن اینکه سایر علما را اکرام می کند، چون دلیل مخصّصی نیامده است زید را هم اکرام می کند. بعد روز شنبه که کار از کار گذشته و برنامه اکرام تمام شده، اگر مولی بخواهد بگوید که هدف من این بود که زید اکرام نشود و اکرام زید از دایرۀ علما خارج است، اینجا که بیان، مؤخّر از وقت حاجت واقع شده شما می گویید: قبیح است، علت قبحش این است که این مشکل را چه کسی به وجود آورده است ؟ این مشکل را خود مولی به وجود آورده است. مولی اغرای به جهل کرده است. مولی مسأله را طوری بیان کرده که زید هم خارج نیست برای اینکه اگر می خواست زید را خارج بکند، قبل از یوم الجمعه که هنوز ظرف اکرام پیش نیامده و زمان اکرام تحقّق پیدا نکرده است، می بایست قبل از آن بیان بکند. پس حالا که خودش بیان نکرد، متوجه هم بود و زید هم در ردیف سایر علماء اکرام شد، روز شنبه که کار از کار گذشته بگوید: هدف من این بوده که زید اکرام نشود، اینجا عبد برمی گردد و به مولی اعتراض می کند، می گوید: تو مرا اغرای به جهل کردی، تو خروج زید را از دایرۀ وجوب اکرام قبل از جمعه بیان نکردی و الاّ اگر می خواستی زید اکرام نشود، باید قبل از یوم الجمعه«لا تکرم زید العالم» را به من گفته باشی و اعلام کرده باشی.

پس مسألۀ قبح تأخیر بیان از وقت حاجت، روی قبح اغرای به جهل است.

اگر روی این جهت شد، به مرحوم آخوند می گوییم که شما برای فرار از قبح اغرای به جهل و از قبح تأخیر بیان از وقت حاجت، خودتان را وارد در این شیء قبیح کرده اید برای اینکه می گویید: این عامی که وارد شده است ما نمی دانیم از کدام نوع است تا وقتی که وقت عملش آمد. وقت عمل که آمد معنایش این است که به طور عموم به آن عمل شد، بعد الوقت العمل که مخصّص یا مخصّصاتی آمد، تازه ما کشف می کنیم که این عام از عامهایی نبوده که برای بیان حکم واقعی وارد شده باشد. پس نتیجه این می شود که مکلّف مدتها عمل به عام می کند، بعد یک مخصّص یا مخصّصاتی پیدا می شود که تازه این مخصّص کشف از این می کند که عام برای بیان حکم واقعی نبوده است، یعنی این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه