سیری کامل در اصول فقه : دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 8 صفحه 562

صفحه 562

سوزنی از مال او را با قهر و غلبه می خواستید از او بگیرید، عنوان ظلم بر آن انطباق پیدا می کرد، هم عقلا قبیح بود و هم شرعا غیرجایز. پس در حقیقت بین بعضی از قبایح با قبح ملازمه تحقّق دارد، ملازمه ای که حتی در یک مورد انفکاک تحقق پیدا نمی کند. کما اینکه در مقابل آن مثلا حسن عدالت، اینکه می گویید: «العدل حسن» این استثناء بردار نیست. هیچ کجایی نداریم که عنوان عدل در مقابل ظلم تحقق داشته باشد، و مع ذلک اتصاف به حسن نداشته باشد. این یک نوع از قبایح عقلیه است.

اما یک نوع دیگری داریم که در عین اینکه عقلا قبیح است، با همان حفظ عنوانش، علت تامه برای قبح نیست، بلکه اقتضای قبح در آن وجود دارد. مثل اینکه می گویید: «الکذب قبیح» که معنایش این است که اگر ما باشیم و عنوان کذب باشد، و یک جهت دیگری در رابطۀ با همین عنوان کذب وجود نداشته باشد که آن جهت دارای مثلا یک حسن اقوای از قبح ظلم باشد، اگر ما باشیم و فقط کذبی که خالی از جهات خارجیه باشد، «یکون قبیحا.» اما همین کذب با حفظ عنوانش، با حفظ عنوان کذبی، اگر در یک موردی مثلا نجات یک نفس محترمه ای توقف بر همین کذب دارد، اگر دروغ بگویید، این نفس محترمه نجات پیدا می کند، اما اگر دروغ نگفتید، در خطر هلاک واقع می شود، یا این مواردی که مرحوم شیخ در مکاسب محرمه از کذب استثنا کرده و روایات هم آن را تأیید می کند«الکذب للاصلاح بین الناس» مخصوصا اگر این ناس دو گروه متخاصم باشند، دو گروه متخاصمی که کمر به قتل یکدیگر بسته اند و فسادها بر این تنازع و تخاصمشان مترتب است، اگر یک دروغ این وسط گفته شود که نتیجۀ این دروغ، اصلاح بین این دو گروه و صلح و صفای بین آنها باشد، اینجا چه چیزی جایز است ؟ همین کذب به عنوان کذبی نه اینکه کذب عنوانش کنار می رود.

عنوان کذب محفوظ است، لکن در چنین موردی نه عقل حکم می کند به اینکه چنین کذبی قبیح است، و نه شرع، به لحاظ اینکه می بینیم در مسألۀ حرمت کذب، مستثنیاتی برای آن ذکر کرده اند.

حداقل یکی دو مورد مستثنا برایش ذکر شده است، اما در مسأله حرمت ظلم، ندیدیم یک موردی را از ظلم استثنا کرده باشند مگر جائی که عنوان از بین برود، دیگر ظلم تحقق نداشته باشد که در حقیقت استثنای منقطع باشد. اما استثنای متّصل که با حفظ عنوان ظلم شرعا جایز و عقلا جایز باشد، یک مورد هم نداریم. اما در باب کذب به صورت استثنای متّصل با حفظ عنوان کذب بودن، مع ذلک می بینیم مواردی عقلا و شرعا جایز است. از اینجا کشف می کنیم که این دو جمله«الظلم قبیح و الکذب قبیح» باهم فرق می کنند. «الظلم قبیح» ظلم علّیت تامه برای قبح دارد«و لا ینفک عنه القبح بوجه» اما کذب مقتضی برای قبح است، یعنی اگر ما باشیم و خود کذب، اما مسألۀ نجات نفس انسان و امثال ذلک وجود نداشته باشد، «الکذب قبیح» اما وقتی در کنارش یک چنین مسائلی پیش آمد، نه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه