سیری کامل در اصول فقه : دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 8 صفحه 592

صفحه 592

که یک قانونی را بدون ذکر زمان خاصش، جعل بکنند لکن در ذهنشان این است که مثلا این قانون، دو سال باید پیاده بشود، بعد از دو سال هم این قانون را لغو کردند و گفتند: این قانون دیگر صلاحیت استمرار ندارد. این حرفها درست است برای اینکه قوه مقنّنه، صلاحیّت تقنین دارند، عنوان قانونگذاری دربارۀ اینها مطرح است.

اما نکته مهم این است که ائمۀ ما و حتی رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، هیچ کدامشان عنوان مقنّن ندارند.

مقنّن در شرع اسلام، خداوند تبارک و تعالی است. این بیان هایی که مخصوصا در لسان ائمه می شود، در واقع و باطن، اینها جنبۀ حکایت و خبریّت دارد. وقتی که یکی از ائمه می فرماید: «لا تعاد الصلاه الاّ من خمس» این معنایش چیست ؟ یعنی من می گویم: «لا تعاد الصلاه الا من خمس»؟ یا اینکه اینها به عنوان بیان قانون اسلام و حکایت از قانون اسلام، دارند مسأله را مطرح می کنند؟ یکی از امتیازات مهم ائمۀ ما، آشنایی به تمام قوانین اسلام است و بیان آنان، هم بیان قانون اسلام است، نه اینکه عنوان تقنین و مقنّن بودن در هیچ یک از اینها مطرح باشد. دربارۀ هر حکمی، هر مسأله ای را که بیان می کنند، وقتی که می فرمایند: «لا تعاد الصلاه الاّ من خمس» آیا معنایش این است که من عدم وجوب اعادۀ نماز را«الاّ من خمس» جعل می کنم ؟ یا معنایش این است که من مطلع هستم، من آشنای به حکم اسلام هستم ؟ کأنّ یک جمله ای اینجا محذوف است که«الاسلام یقول بانّه لا تعاد الصلاه الاّ من خمس»، «الله یقول بانّه لا تعاد الصلاه الا من خمس.»

اگر جنبۀ حکایت و خبریت بر بیانات ائمه، مترتب بشود که واقعیت مسأله هم همین است، اینجا دیگر این تقدیم و تأخیرها چه نقشی در مسأله دارد؟ آن مقنّن است که می تواند قانون را نسخ بکند، آن مقنّن است که می تواند قانون را تغییر بدهد و الاّ در مقام خبر، یکی امروز بیاید خبر بدهد که «الاسلام یقول بانّه لا تعاد الصلاه الا من خمس» و یکی صد سال دیگر بگوید: «الاسلام یقول» به اینکه مثلا مواقیت در حج، عبارت از شش تا است، این زمان حکایت، تقدم و تأخر دارد نه زمان قانون و قانونگذاری. در قانون و قانونگذاری، مسألۀ تقدم و تأخر مطرح نیست، آنچه مطرح است، اخبار این قانون و بیان این قانون و تعلیم این قانون است که در این اخبارها، تقدم و تأخر وجود دارد. مثل اینکه اگر یک مولایی گفت: «اکرم کل عالم و لا تکرم زیدا العالم»، بعد خود این مستقیما به گوش عبد نرسید و بعد از مدت زیادی کسی از قول مولا نقل کرد که مولا دستور صادر کرده: «اکرم کل عالم»، یکی دیگر از قول مولا، نقل کرد که مولا گفته: «لا تکرم زیدا العالم»، آیا این بیانها و این خبرها چون تقدم و تأخر دارد، می تواند شبهۀ نسخ و احتمال نسخ و زمینۀ نسخ را به وجود بیاورد؟ جایی برای نسخ وجود ندارد. نسخ در اختیار مقنّن است، در اختیار قانونگذار است و بیانات ائمه ما، عنوان جعل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه