سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 9 صفحه 466

صفحه 466

است. و ما آنجا عرض می کردیم اینکه ما اصاله الاطلاق را در ردیف اصاله العموم ذکر می کنیم، این چه بسا به ذهن می زند که همان طوری که اصاله العموم، یک اصل لفظی است و منشأ لفظی دارد، اصاله الاطلاق هم این چنین است، در حالی که اصاله الاطلاق از راه مقدمات حکمت و عنوان حکیم بودن مولا باید ثابت بشود. پس اولین اشکالی که به این احتمال کلام محقق نائینی(ره) وارد می شود، این است که ما اطلاق لحاظی نداریم، تقیید لحاظی درست است، اما اطلاق لحاظی، دارای یک معنا و واقعیتی نیست.

تقابل بین اطلاق و تقیید

حالا بر فرض که این حرف را از ایشان بپذیریم که همان طوری که تقیید لحاظی داریم، اطلاق لحاظی هم داریم؛ یعنی در رابطۀ با اطلاق و در رابطۀ با تقیید، هر دو لحاظ مطرح است. در تقیید، مولا متعلق حکم را مقیّدا لحاظ می کند اما در اطلاق، متعلق را مطلقا لحاظ می کند. اگر معنای اطلاق، اطلاق لحاظی شد و تقیید هم تقیید لحاظی، آیا تقابل بین اطلاق و تقیید چه نوع تقابلی می شود؟ ایشان گفتند: تقابل عدم و ملکه است، عدم و ملکه؛ یعنی یک طرف آن عدم است، منتها عدم با یک خصوصیت، مثل بصر و اعمی. اعمی به معنای عدم البصر است، منتها«عدم البصر ممن یکون من شأنه ان یکون له بصر» اما اصل اوّلی آن عنوان عدمی است و لکن ما از آن تعبیر به عدم و ملکه می کنیم.

در باب اطلاق لحاظی و تقیید لحاظی عدمش کدام است که ما بگوییم: تقابل بین اطلاق و تقیید، تقابل عدم و ملکه است؟ روی این بیان شما باید تقابل، تقابل تضاد باشد، برای اینکه در تضاد، طرفین«امران وجودیان لا یجتمعان، لحاظ الاطلاق امر وجودی و لحاظ التقیید امر وجودی آخر، فاللازم ان یکون التقابل بین» اینها، تقابل تضاد باشد نه تقابل عدم و ملکه.

اما آن طوری که ما اطلاق را معنا کردیم، ظاهرش این است که تقابل، تقابل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه