سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 9 صفحه 475

صفحه 475

به نظر ما در اینجا نمی شود بین تمام الموضوع و جزء الموضوع تفصیل داد بلکه مطلقا باید حکم به استحاله کرد، برای اینکه معنای قطعی که به عنوان تمام الموضوع اخذ می شود، این نیست که سواء اینکه واقعی داشته باشد یا واقعی نداشته باشد.

اگر معنای قطع تمام الموضوع را اینجوری معنا بکنیم، این فرمایش ایشان تمام است اما معنایش این نیست. معنای قطع تمام الموضوع این است که یک واقعی هست، منتها این قطع شما اعم از اینکه که مطابق با واقع باشد یا مخالف با واقع باشد، موضوعیت دارد؛ اما واقعیتی دارد، با قطع نظر از این حکمی که الان مولا می خواهد به عنوان«اذا قطعت» جعل بکند، این مقطوع شما«له واقعیه» که گاهی قطع شما با این واقعیت مطابق است و گاهی قطع شما مخالف با این واقعیت است.

معنای تمام الموضوع این است که«سواء کان مطابقا للواقع ام کان مخالفا للواقع» واقع دخالت ندارد، این قطع دخالت دارد.

اما در ما نحن فیه فرض این است که صلاه الجمعه قبل از آن که این حکم روی آن جعل شود، اصلا از نظر حکم، خالی از واقعیت است. حکمی بر صلاه الجمعه جعل نشده. الان می خواهد حکمی برای آن جعل بشود.

مثلا در آنجایی که جعل حکم مماثل بود، مسأله خیلی روشن است؛ می گوییم:

این قطع شما به وجوب نماز جمعه، «سواء کان مطابقا ام مخالفا» ما می خواهیم به یک وجوب ثانی و به یک حکم مماثلی، یک جعل وجوب دوم بکنیم، پس معنایش این است با قطع نظر از این جعل، یک واقعیت حکمی برای صلاه الجمعه هست، منتها قطع شما چه مطابق با آن واقعیت باشد و چه مخالف با آن واقعیت باشد، این را مولا به عنوان تمام الموضوع برای حکم مماثل یا مضاد یا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه