سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 9 صفحه 54

صفحه 54

المتحقق فی السابق» اقتضا می کند که لا محاله این طبیعت باید در ضمن یک فردی تعیّن داشته باشد و تشخص پیدا کند، پس تشخّص، خارج از مفاد نکره و دائرۀ معنای نکره است و نباید شما به حساب بگذارید بلکه معنای رجل، همان طبیعت مقیده به وحدت است«من دون فرق بین الاخبار و الانشاء».

این اشکال، اشکال خوبی است لکن من باید چند نکته، ضمیمه این اشکال بکنم تا عدم تمامیت کلام مرحوم آخوند، روشن بشود.

احتمال ندانستن معنای نکره نزد مخبر

یک مطلب این است که اولا این که شما می گویید: «جائنی رجل» حکایت از یک فرد معیّن مشخص فی الواقع می کند که عند المتکلم معلوم است و عند المخاطب معلوم نیست، اینطور نیست که مسأله در مقام اخبار به این صورت، کلیت داشته باشد. گاهی از اوقات، خود مخبر می داند که یک ماه قبل، یک کسی سراغ او آمده است و هر چه فکر می کند که او چه کسی بود، یادش نمی آید مخصوصا آنهایی که مراجعات فراوان دارند، گاهی همین مقدار در ذهنش می ماند که یک ماه پیش، یک رجلی برای ملاقات او آمد اما اگر از خود او سؤال بکنی که این رجل که بود؟ زید بود؟ عمرو بود؟ بکر بود؟ معمم بود؟ غیر معمم بود؟ می گوید: من اینها را یادم نیست، فقط می دانم که«جائنی مثلا قبل شهر رجل» واقعیتش هم همین مقدار است.

اینطور نیست که هر چیزی در مقام اخبار واقع می شود، از نظر خود مخبر و متکلم، مشخص و معیّن است. ربما یکون که خود متکلم هم، مسأله برای او بتمام معنا ابهام دارد و هر چه هم فکر می کند، بیشتر از این مقدار یادش نیست که قبل از یک ماه، یک مهمان مردی سراغ او آمد، اما«من کان هذا الضیف؟ لا یعرفه و لا یکون فی ذهنه بوجه.» آیا در اینجا، حق ندارد در مقام اخبار بگوید: «جائنی قبل شهر رجل» برای اینکه پیش خود او هم، هیچ گونه تشخص و تعیّنی ندارد، آن مقداری که از این می داند، این است که این مجیء قبل شهر به رجلی اضافه داشت است، اما«من کان هذا الرجل؟ لا یکون ملتفتا الیه و فی ذهنه» به هیچ خصوصیتی از خصوصیاتش.

غرض مخبر در مبهم گذاشتن کلام

مطلب دوم که این مطلب، خیلی مطلب دقیقی است و ما در باب معانی حرفیه، روی این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه